خورد پس پروردگارم عزّوجلّ ندا داد : اى محمّد ! گفتم : لبيك پروردگارا اى سيد من و اى خداى من !
فرمود : براى تو و فرزندانت رحمت من بر غضبم پيشى گرفت ؛ تو از آفريدگانم به من نزديكى ، تو امين من ، حبيب و فرستادهء منى . به عزّت و جلالم سوگند اگر همه خلقم را ببينم كه از تو يك چشم بر هم زدن شكايت دارند و به برگزيدگانم از ذرّيهء تو كينه توزند هر آينه همه آنها را وارد آتش دوزخم مىنمايم ، و باكى ندارم .
يا محمّد ! على اميرمؤمنان ، سرور مسلمانان و رهبر نخبگان به سوى بهشتهاى پر نعمت است ؛ او پدر سبطين سروران جوانان اهل بهشت من است آنها كه به ستم كشته مىشوند .
سپس به نماز و به آنچه خواسته بود ترغيب كرد در حالى كه من به درگاه خدا در نوبت اوّل نزديك بودم همانند ما بين دستگيرهء كمان تا نقطهء مقابلش . و همان است قول خداى تعالى :
« فَكانَ قابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنى »
« 1 »
سپس از سدرةالمنتهى ياد كرد و فرمود :
« وَ لَقَدْ رَآهُ نَزْلَةً أُخْرى عِنْدَ سِدْرَةِ الْمُنْتَهى عِنْدَها جَنَّةُ الْمَأْوى إِذْ يَغْشَى السِّدْرَةَ ما يَغْشى ما زاغَ الْبَصَرُ وَ ما طَغى »
« 2 » يعنى درخت سدره مانع نور خدا و عظمت او نبود . » . « 3 »
سورهء قمر
1 - محمّدبن يعقوب ( كلينى ) از يونسبن يعقوب در حديث مرفوعى از
هامش
( 1 ) - نجم / 9 : فاصله به اندازه دو كمان يا كمتر بود .
( 2 ) - همان / 13 - 17 : ترجمه در صفحات قبل گذشت - م .
( 3 ) - بحارالأنوار : 37 / 319 - 322 .