مىگويد : بر امام باقر عليه السلام وارد شديم در حالى كه بزرگان زيادى نزد وى بودند ، فرمود : « اى زياد ! چه شده است كه مىبينم پاهايت را بستهاى ؟ »
عرض كرد : فدايت شوم ! تمام راه را با پاى برهنه آمدم و چيزى جز محبّت و اشتياق ديدار شما باعث نشد ! سپس زياد مدتى سر به زير انداخت و بعد گفت : فدايت شوم ! چه بسا تنها هستم شيطان به سراغم مىآيد و گناهان و معاصى گذشته مرا به يادم مىآورد ، گويى نااميد مىشوم سپس به ياد دوستى شما مىافتم و دل بستگى و علاقمندى به شما ؟
فرمود : « اى زياد ! آيا دين چيزى جز دوستى و دشمنى است ؟ سپس اين آيات را
« حَبَّبَ إِلَيْكُمُ الْإِيمانَ وَ زَيَّنَهُ فِي قُلُوبِكُمْ وَ كَرَّهَ إِلَيْكُمُ الْكُفْرَ وَ الْفُسُوقَ وَ الْعِصْيانَ أُولئِكَ هُمُ الرَّاشِدُونَ * فَضْلًا مِنَ اللَّهِ وَ نِعْمَةً وَ اللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ »
« 1 » را سه مرتبه تلاوت كرد و فرمود : « آنان دوست مىدارند كسانى را كه به سوى ايشان مهاجرت كنند » « 2 » و فرمود :
« قُلْ إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِي يُحْبِبْكُمُ اللَّهُ
وَ يَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ » .
« 3 » مردى خدمت رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم رسيد ، عرض كرد : يا رسول اللَّه ! من روزه نمىگيرم و نماز نمىخوانم ولى نمازگزاران و روزهداران را دوست دارم ، اما چرا صدقه دهندگان را دوست نمىدارم و صدقه هم نمىدهم ؟
امام عليه السلام فرمود : تو با آنكه دوست دارى محشور مىشوى و آنچه كسب كنى به سود تو است ! آيا نمىپسندى كه اگر بلايى از طرف آسمان
هامش
( 1 ) - حجرات / 7 و 8 : ترجمه قبلًا گذشت .
( 2 ) - حشر / 9 : هر مسلمانى را كه به سوى ايشان مهاجرت كند دوست مىدارند .
( 3 ) - آل عمران / 31 .