از فلانى و فلانى . آنگاه خداوند به پيامبرش وحى كرد :
« فَاسْتَمْسِكْ بِالَّذِي أُوحِيَ إِلَيْكَ إِنَّكَ عَلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ »
« 1 » يعنى همانا تو بر ولايت على عليه السلام هستى و على عليه السلام همان صراط مستقيم است . » . « 2 »
3 - صفّار از بريدبن معاويه به نقل از امام باقر عليه السلام دربارهء قول خداى تعالى :
« وَ إِنَّهُ لَذِكْرٌ لَكَ وَ لِقَوْمِكَ وَ سَوْفَ تُسْئَلُونَ »
« 3 » آورده است فرمود : « منظور از ذكر قرآن است و ماييم قوم و خويش پيامبر و ما مسؤوليم » . « 4 »
5 - « 5 » از عقبه به نقل از امام باقر عليه السلام آورده است ، فرمود : « خداوند خلق را آفريد ؛ كسى را كه دوست داشت از چيزى آفريد كه دوست داشت ، از اين رو كسى را كه دوست داشت از خاك بهشت آفريد . و آن را كه دشمن داشت از چيزى آفريد كه دشمن داشت » از اين جهت آنچه را كه دشمن داشت از خاك جهنّم آفريد ، آنگاه در سايهها آنها را برانگيخت .
راوى مىگويد : پرسيدم : سايهها چه چيزند ؟ فرمود : « مگر نديدى وقتى چيزى در آفتاب سايه مىاندازد كه خود آن سايه چيزى نيست . سپس در بين آنها پيامبران را مبعوث كرد كه ايشان را به اقرار بر خداى يكتا فرا خواندند و اين است معناى قول خدا :
« وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَهُمْ لَيَقُولُنَّ اللَّهُ فَأَنَّى
هامش
( 1 ) - زخرف / 43 : پس انچه را به تو وحى شده است محكم بگير كه تو بر صراط مستقيم قرار دارى .
( 2 ) - تفسير قمى : 2 / 286 .
( 3 ) - زخرف / 44 : اين ( قرآنى كه بر تو وحى شده ) مايهء يادآورى تو و قوم تو است .
( 4 ) - بصائرالدّرجات : ص 37 .
( 5 ) - همان : ص 71 : حديث شماره ( 4 ) عين سه سطر اخر شماره ( 2 ) بود .