صفين سروده اين ابيات است : « شگفتا كه چيزى ناپسند مى شنوم و چنان دروغى بر خداوند بستهاند كه موى را سپيد مىكند . اگر احمد ( ص ) آگاه شود كه وصيت را با شخص ابترى قرين كردهاند ، راضى نخواهد بود . . . » جرير بن عبد الله بجلى ابيات زير را براى شرحبيل بن سمط كندى ، كه سالار يمامه و از ياران معاويه بود ، نوشت : اى پسر سمط از خواستهء نفس خود پيروى مكن كه در جهان براى تو در برابر دين هيچ چيزى عوض و بدل نخواهد بود . . . او از تمام اهل پيامبر ، وصى رسول خداوند است و سوار كار و حمايت كننده اوست ، كه به او مثل زده مىشود . » نعمان بن عجلان انصارى هم در اين باره چنين سروده است : « چگونه ممكن است در حالى كه وصى پيامبر امام ماست پراكندگى پيش آيد و چيزى جز سرگردانى و زبونى نخواهد بود . . . معاويهء گمراه را به حال خود واگذاريد و از دين و آيين وصى پيروى كنيد . . . » عبد الرحمان بن ذؤيب اسلمى نيز چنين سروده است : « همانا به معاوية بن حرب ابلاغ كن . . . كه تسليم شو و گرنه ، وصى لشكرى را مى آورد تا ترا از گمراهى و شك و ترديد باز دارد . » مغيرة بن حارث بن عبد المطلب در اين مورد اين چنين سروده است : « اى سپاه مرگ پايدارى كنيد لشكر معاويه شما را به هراس نيندازد كه حق آشكار شده است . . . وصى رسول خدا پيشواى شما و ميان شماست . . . » عبد الله بن عباس بن عبد المطلب همچنين سروده است : « على از ميان همه افراد خاندان ، وصى اوست و هر گاه گفته شود هماورد كيست همو سواركار پيامبر است . . . » اشعارى كه متضمن اين كلمه است بسيار فراوان است و ما در اين فصل ، برخى از اشعارى را كه در جنگهاى جمل و صفين سروده شده است آورديم . در
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 58
مساهمون: ابن أبي الحديد
ص٥٨