ابن فاتك ( 333 ) وابن أبي اصيبعه ( 1 : 9 ) به نقل از أو دربارهء كارهاى إسكندر چنين مىنويسد : « واحرق كتب دين المجوسية وعمد إلى كتب النجوم والطب والفلسفة فنقلها إلى اللسان اليوناني وانفذها إلى بلاده واحرق أصولها وهدم بيوت النيران وقتل الموابذة والهرابذة » پس در برابر دستور سه واژهء فص ونص وأصل خواهيم داشت . نزديك به همينها است واژههاى « جزء ، مدرجه ومدارج » كه ابن نديم ( 210 و 390 و 409 و 423 و 357 و 423 ) از آنها ياد كرده است .
پس مىتوان در وصف اين دو دفتر منطقي كهن إيراني واژهء ديرينهء فارسي « دستور » وهمچنين « فص » را بكار برد .
در پايان وظيفهء خويش مىدانم كه از أستاذ دانشمند گرامى دانشگاه جناب آقاى دكتر سيد حسين نصر كه نشر اين دو متن را جزو انتشارات انجمن شاهنشاهى فلسفه قرار داده است سپاسگزارى نمايم .
همچنين از جناب آقاى دكتر شريفى وسركار خانم اعوانى ودوست گراميم آقاى كرامت رعنا حسينى وفاضل گرامى آقاى صدري واز كاركنان شعبهء حروفچينى چاپخانه صبح امروز كه هر يك به نحوى در امر نشر اين كتاب به مخلص كمك فرمودهاند سپاسگزار مىباشم .
محمد تقي دانشپژوه تهران - فروردين 1357 - مارس 1978
المنطق ( ويليه حدود المنطق لابن بهريز ) — صفحة ديباچه 84
مساهمون: ابن المقفع
صديباچه ٨٤