است ! فرشتهء مرگ گفت : مگر آن را براى پسرت داوود قرار ندادى و از عمر خودت نكاستى ؛ آن موقعى كه خداوند نام پيامبران از نسل تو را و عمر آنان را بر تو عرضه كرد و تو در بيابان « روحاء » بودى ؟
آدم گفت : اى فرشتهء مرگ ! من به خاطر نداردم ! ملكالموت گفت : اى آدم ! جاهل نباش ! مگر تو از خداوند نخواستى كه آن را از عمر تو كم كند و براى داوود ثبت نمايد از اين رو در زبور براى داوود ثبت كرده است و از عمر تو در ذكر ( كتاب خدا ) محو نموده است .
آدم گفت : پس همان نوشته را بياور تا آن را بدانم !
امام باقر عليه السلام فرمود : « آدم عليه السلام راست گو بود به خاطر نداشت ، از اين رو خداوند به بندگان دستور داد تا به خاطر فراموشكارى آدم و انكارش چيزى را كه بر خود مقرر كرده بود ما بين خودشان در صورت وام دادن و داد و ستد تا مدّت معيّن ، آن را بنويسند » . « 1 »
35 - از بريد بن معاويهء عجلى نقل كرده است ، مىگويد : به امام باقر عليه السلام گفتم : منظور از آيه :
« قُلْ كَفى بِاللَّهِ شَهِيداً بَيْنِي وَ بَيْنَكُمْ وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتابِ »
« 2 » كيست ؟
فرمود : « منظور ما ( اهلبيت ) هستيم و على عليه السلام برترين و نخستين و پس از پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم بهترين ماست » « 3 »
36 - از عبداللَّه بن عطا نقل كرده است ، مىگويد : به امام باقر عليه السلام گفتم :
پسر عبدالسلام بن عمران گمان مىبرد كه پدرش آن كسى است كه
هامش
( 1 ) - تفسير عياشى : 2 / 219 و 220 .
( 2 ) - رعد / 43 : بگو : همين بس كه خدا و كسى كه علم كتاب ( قرآن ) نزد اوست بين من و شما گواه باشند .
( 3 ) - تفسير عياشى : 2 / 220 .