يُونُسَ لَمَّا آمَنُوا كَشَفْنا عَنْهُمْ عَذابَ الْخِزْيِ »
« 1 »
.
« 2 »
32 - از ثمالى به نقل از امام باقر عليه السلام آورده است ، فرمود : « وقتى كه يونس را قومش آزردند ، از خدا براى آنها عذاب طلبيد ، روزى در حالى صبح كردند كه صورتهايشان زرد شده بود و روز دوم بامدادان روسياه بودند . » .
فرمود : « و خداوند به ايشان وعده داده بود كه عذاب بر ايشان نازل خواهد شد ، پس عذاب آمد به طورى كه در تيررس آنها قرار گرفت ، بين زنها را با فرزندانشان و گاوها با گوساله هايشان جدايى انداختند و لباسهاى خشن پشمينه پوشيدند و ريسمانها به گردن آويختند و خاكستر بر سر پاشيدند و يك باره همگى به درگاه پروردگارشان ناليدند و گفتند :
به خداى يونس ايمان آورديم ! پس خداوند عذاب را از آنها به كوههاى آمد ، تغيير جهت داد .
يونس در حالى صبح كرد كه به گمانش آنها نابود شدهاند ولى ديد همه تندرستند ، خشمگين شد و بيرون رفت همان طورى كه خداوند فرموده است :
« مُغاضِباً »
« 3 » تا اين كه به يك كشتى نشست كه دو مرد سوار آن بودند ، كشتى متلاطم شد ، ناخداى كشتى گفت : اى مردم ! در كشتى ما فردى هدف و مطلوب است !
يونس گفت : آن هدف منم ، از جا بلند شد تا خود را بيفكند ، نهنگى را ديد
هامش
( 1 ) - يونس / 98 : چرا اقوام گذشته به موقع ايمان نياوردند تا ايمان ايشان سودمند باشد مگر قوم يونس كه چون ايمان آوردند ، مجازات رسوا كننده را در زندگى اين دنيا از آنها بر طرف ساختيم .
( 2 ) - تفسير عيّاشى : 2 / 129 - 135 .
( 3 ) - انبياء / 87 : ترجمه آيه به طور كامل در صفحات قبل گذشت - م .