داد : نمىتوانم .
بنى اسرائيل به موسى گفتند : تو ما را فريب دادى و ما را نابود كردى ، شايد تو ما را واگذارى و فرعون ما را به بردگى كشد و اكنون نمىتوانيم خلاص شويم و همگى كشته مىشويم
« قالَ كَلَّا إِنَّ مَعِي رَبِّي سَيَهْدِينِ »
« 1 » همهء افراد قوم موسى بر وى سخت گرفتند كه او چه مىكند ! « و قالوا : يا
مُوسى إِنَّا لَمُدْرَكُونَ »
« 2 » تو گمان داشتى كه دريا براى ما راه باز مىكند تا بگذريم و برويم در حالى كه فرعون و كسانش ما را دنبال مىكنند و اينك آنجا هستند آنها را مىبينى كه نزديك ما شدهاند . پس موسى عليه السلام از پروردگارش درخواست كرد خداوند به او وحى كرد : عصاى خود را به دريا بزن ! موسى عليه السلام عصايش را زد پس دريا شكافته شد موسى عليه السلام و اصحابش رفتند تا از دريا گذشتند و كسان فرعون آنها را دريافتند ، همين كه به دريا نگاه كردند به فرعون گفتند : از آنچه مىبينى تعجّب نمىكنى ؟ فرعون گفت : من اين كار را كردم ، شما برويد و از آب بگذريد ! همين كه فرعون و همراهانش به وسط آب رسيدند خطاب به دريا فرمان داد ، پس بهم آمد و همهء آنها را غرق كرد . همين كه فرعون غرق شدن را احساس كرد « گفت : من ايمان آوردم كه معبودى جز آن كه بنى اسرائيل به او ايمان آوردهاند وجود ندارد و من از مسلمانانم » . « 3 »
هامش
( 1 ) - شعراء / 62 : گفت : چنين نيست ، چرا كه پروردگار من با من است و به زودى ما را هدايت خواهدكرد .
( 2 ) - همان / 61 : ( آيه شريفه چنين است : قالَ اصْحابُ مُوسى انّا . . . ) : ياران موسى گفتند : به يقين ما درچنگال فرعون گرفتار شديم .
( 3 ) - يونس / 90 .