فرستاد : وقتى خواستيد جنازه او را بيرون كنيد به من اطّلاع دهيد ! چون جنازهء او آماده شد به دنبال پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم فرستادند پيامبر نزد ايشان آمد تا اين كه دست پسر او را گرفت و روى جنازه گذاشت و رفت ، پس عمر جلو آمد و گفت : يا رسول اللَّه ! مگر پروردگارت از اين كه نماز بخوانى بر كسى از آنها كه بميرد يا سر قبرش بايستى ، تو را نهى نفرموده است ؟
پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم به او جوابى نداد . همين كه جنازه را به قبر گذاشتند ، باز عمر به رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم گفت : مگر خداوند تو را نهى نكرده است از اينكه بر كسى از آنها ( منافقان ) كه مرد نماز نخوانى يا سر قبرش بايستى ، اين بدان جهت است كه
« إِنَّهُمْ كَفَرُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ ماتُوا وَ هُمْ فاسِقُونَ »
« 1 » ؟
پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم به عمر در همانجا فرمود : تو ما را نديدهاى كه بر جنازهاى ( منافقى ) نماز بخوانيم و كنار قبر ( منافقى ) بايستيم ! سپس فرمود : پسر وى از مؤمنان بود و بر ما لازم بود كه حق او را ادا كنيم .
عمر گفت : به خدا پناه مىبرم از غضب خدا و غضب شما يا رسول اللَّه ! » . « 2 »
36 - از جابر به نقل از امام باقر عليه السلام آورده است كه دربارهء قول خداى تعالى
« رَضُوا بِأَنْ يَكُونُوا مَعَ الْخَوالِفِ »
« 3 » فرمود : « يعنى با زنان باشند . » . « 4 »
37 - از زراره به نقل از امام باقر عليه السلام دربارهء قول خداى تعالى :
هامش
( 1 ) - توبه / 84 : اين حكم به خاطر آن است كه آنها به خدا و پيامبرش كافر شدند و در حالى كه فاسقبودند از دنيا رفتند .
( 2 ) - تفسير عيّاشى : 2 / 102 .
( 3 ) - توبه / 87 : آنها راضى شدند با متخلّفان باقى بمانند .
( 4 ) - تفسير عيّاشى : 2 / 103 .