پرسيدم ، فرمود : « يا محمّد ! خداوند با مردم شرطى به ضرر آنها بسته و شرطى به سود آنها ، بنابراين هر كس براى خدا و در راه خدا به آن شرط بايد عمل كند ! » گفتم : شرطى كه به ضرر آنها بسته و شرطى كه به نفع آنها بسته ، چيست ؟ فرمود : « اما شرطى كه بر ضرر آنها بسته است اين است كه فرموده :
« الْحَجُّ أَشْهُرٌ مَعْلُوماتٌ فَمَنْ فَرَضَ فِيهِنَّ الْحَجَّ فَلا رَفَثَ وَ لا فُسُوقَ وَ لا جِدالَ فِي الْحَجِّ »
و امّا شرطى كه به نفع آنها بسته اين است كه فرمود :
« فَمَنْ تَعَجَّلَ فِي يَوْمَيْنِ فَلا إِثْمَ عَلَيْهِ وَ مَنْ تَأَخَّرَ فَلا إِثْمَ عَلَيْهِ لِمَنِ اتَّقى » .
« 1 » فرمود : « برمىگردد ، گناهى براى او نيست . » . « 2 »
85 - از محمدبن مسلم نقل كرده است ، مىگويد : از امام باقر عليه السلام راجع به آيه :
« الْحَجُّ أَشْهُرٌ مَعْلُوماتٌ فَمَنْ فَرَضَ فِيهِنَّ الْحَجَّ فَلا رَفَثَ وَ لا فُسُوقَ وَ لا جِدالَ فِي الْحَجِّ »
« 3 » پرسيدم ، . . . ( پس از نقل تمام حديث قبلى مىگويد : ) عرض كردم :
به نظر شما كسى به « رفث » يعنى جماع و پى آمد آن مبتلا شود بايد چه كند ؟ فرمود : « قربانى مىدهد و بين او و خانوادهاش تا پايان مناسك حج جدا مىشود تا اين كه به جايى برگردند كه آن اتّفاق افتاده بود . » گفتم : به نظر شما اگر بخواهد از راهى غير از آن راهى برگردد كه آن اتفاق افتاده بود ، چه ؟ فرمود : « بايد پس از پايان مناسك ، جمع شوند »
گفتم : كسى كه به دروغ مبتلا شود و مرزى هم قائل نشود ؟ فرمود :
« استغفار مىكند و لبيّك مىگويد »
گفتم : كسى كه مبتلا به جدال - گفتن : نه به خدا ، آرى به خدا - شود ، چه
هامش
( 1 ) - بقره / 203 : كسانى كه تعجيل كنند ، در دو روز انجام دهند گناهى بر آنان كه تقوا پيشه كنند ، نيست .
( 2 ) - تفسير عياشى : 1 / 95 .
( 3 ) - بقره / 197 : حج در ماههاى معيّنى است ، آنها كه حج را به خود فرض كردهاند . . .