تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مسند الإمام الباقر (ع) (مسند امام باقر ع) (فارسى) — صفحة 342

مساهمون:

ص٣٤٢
را به سوى او دراز كرد به طورى كه پس از منع از دست‌بوسى نزديك بود او را در دامن خود بنشاند ! سپس گفت : خداوند امر شما را اصلاح كند ! مردم دربارهء پدر من حرفهاى زيادى زده و چيزهايى گفته‌اند ولى به خدا كه حرف ، حرف شماست امام عليه السلام پرسيد : « مردم چه مىگويند ؟ » عرض كرد : مىگويند : او دروغ‌گو بوده است ! و شما به من دستورى نخواهى داد مگر اين كه پذيرايم . امام عليه السلام فرمود : « سبحان اللَّه ! پدرم به من فرمود : به خدا كه مهريّهء مادر من از چيزهايى بود كه مختار فرستاده بود ، آيا او خانه‌هاى ما را بازسازى نكرد ، قاتلان ما را نكشت و خونخواهى ما را نكرد ؟ خدايش بيامرزد ! به خدا كه پدرم خبر داد : او در نزد فاطمه دختر على مىخوابيد و بستر او را مىگسترد و براى او متّكى مىنهاد و از آن بانو حديث دريافت مىكرده است ، خداوند پدرت را بيامرزد ! هيچ حقى را از ما در نزد كسى فروگذار نكرد مگر مطالبه نمود و كشندگان ما را كشت و خونخواهى ما را نمود . » . « 1 » 3 - از يونس‌بن يعقوب به نقل از امام باقر عليه السلام آورده است ، فرمود : « مختاربن ابىعبيد نامه‌اى به علىّبن حسين عليهما السلام نوشت : و هدايايى براى او از عراق فرستاد ، همين كه فرستادگان مختار به درِ خانهء آن حضرت رسيدند ، كسى از طرف آنها اجازهء ورود خواست ، فرستادهء امام عليه السلام به جانب آنها درآمد و گفت : از درِ منزل من دور شويد ! زيرا كه من هداياى مردم دروغگو را نمىپذيرم و نامه‌هايشان را نمىخوانم ! از اين رو آنها
هامش
( 1 ) - رجال كشى : ص 115 .
مسند الإمام الباقر (ع) (مسند امام باقر ع) (فارسى) — صفحة 342 | الشيخ عزيز الله عطاردي / عطائى