پرسيدم و گفتم : بفرماييد علىّبن ابىطالب چگونه مردى بود ؟ جابر كه ( از پيرى ) موى ابروانش روى چشمانش افتاده بود ، فرمود : او بهترين بشر بود . بدان به خدا سوگند كه ما در زمان رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم منافقان را به خاطر داشتن كينهء علىّ عليه السلام مىشناختيم . « 1 »
2 - همو از زراره به نقل از امام باقر عليه السلام آورده است ، فرمود : « عبداللَّه پدر جابربن عبداللَّه از جمله آن هفتاد نفر و از دوازده تن بود ولى جابر از هفتاد تن بود ولى از دوازده تن نبود . » . « 2 »
3 - از زراره نقل كرده است ، مىگويد : امام باقر عليه السلام فرمود : « جابر - او را به نيكى ياد كرد - مىدانست » .
راوى مىگويد : گفتم : او از اصحاب علىّ عليه السلام بود ؟ فرمود : « جابر به خوبى معناى قول خداى عزّوجلّ :
« إِنَّ الَّذِي فَرَضَ عَلَيْكَ الْقُرْآنَ لَرادُّكَ إِلى مَعادٍ »
« 3 » را مىدانست » . « 4 »
4 - از محمّدبن مسلم و زراره نقل كرده ، مىگويند : ما از امام باقر عليه السلام احاديثى را پرسيديم ، امام عليه السلام همهء آنها را از جابر نقل كرد . عرض كرديم : ما به جابر كارى نداريم . فرمود : « از ايمان جابر رسيده است كه او ( همواره ) اين آيه را قرائت مىكرد :
« إِنَّ الَّذِي . . . »
« 5 »
.
« 6 »
6 - « 7 » از ابوزبير نقل كرده است ، مىگويد : جابر را ديدم كه بر چوب
هامش
( 1 ) - رجال كشى : ص 42 .
( 2 ) - همان .
( 3 ) - قصص / 85 : همان كسى كه قرآن را بر تو فرض كرد تو را به جايگاه و زادگاهت باز مىگرداند .
( 4 ) - رجال كشى : ص 44 .
( 5 ) - قصص / 85 : ترجمه گذشت - م .
( 6 ) - رجال كشى : ص 44 .
( 7 ) - همان . حديث شمارهء ( 5 ) عين شمارهء ( 3 ) بود - م .