و چون پرسيد ، ابن عبّاس خشمگين شد و گفت : دوست داشتم با آن كه تو را چنين دستورى داده ، روبرو مىشدم و از او مىپرسيدم ، ولى شما از او بپرسيد كه عرش از چه چيز و از چه زمان خلق شده و آن چگونه است ؟
آن مرد خدمت پدرم ( امام باقر ) برگشت و آنچه را كه ابن عبّاس گفته بود به عرض آن حضرت رساند ، امام عليه السلام فرمود : آيا او دربارهء آن آيات پاسخ تو را داد ؟
گفت : نه . پدرم فرمود : ولى من بدون هيچ ادّعايى و بدون اين كه به خود نسبت دهم به وسيلهء نور و دانشى پاسخ تو را مىدهم . اما دو آيهء اوّل دربارهء پدر او نازل شده است و امّا آيهء آخرى دربارهء پدر من و ما ( اهل بيت ) نازل شده است و مرزدارى كه ما بدان مأموريم هنوز به وجود نيامده است و به زودى از نسل ما مرزدارى و از نسل او مرزدارى به وجود خواهد آمد . و امّا آنچه را كه او راجع به عرش پرسيده است ، همانا خداى تعالى آن را از چهار بخش آفريده در حالى كه پيش از آن جز سه چيز : هوا ، قلم و نور را نيافريده بود سپس آن را از رنگهاى انوار گوناگون آفريد ، از جمله نور سبز كه سبزهها از آن رنگ سبز را گرفتند و نور زرد كه زردى از آن به رنگ زرد درآمد و نور سرخ كه سرخى از آن گلگون شد و نور سفيد كه نور الأنوار است و روشنايى روز از آن است .
سپس آن را هفتاد هزار طبقهء ضخيم قرار داد كه هر طبقى مانند سرآغاز عرش تا پايينترين قسمت
( أَسْفَلَ سافِلِينَ )
آن و هيچ كدام از اين طبقات نيست جز اين كه سپاس و حمد خدا را مىگويند و او را تقديس مىنمايند با صداهاى مختلف و زبانهاى متفاوت كه اگر كسى از آنچه