پس خداى عزّوجلّ خطاب مىكند : اى فاطمه ! تو راست گفتى ؛ من تو را فاطمه ناميدم و به وسيلهء تو دوستداران و مواليان تو و فرزندان تو را از آتش دوزخ بر كنار مىسازم . و وعدهء من حق است و من وعدهء خلافى نمىكنم . و اين بندهام را تنها به آن جهت دستور دادم به دوزخ برود تا تو دربارهء او شفاعت كنى و من شفاعت تو را بپذيرم ، تا اين كه براى فرشتگان و پيامبران و سفيرانم و كسانى كه اينجا هستند جايگاه تو را نسبت به من و منزلت تو را در نزد من بدانند . بنابراين هر كسى را كه ديدى در پيشانيش نوشته : مؤمن است دست او را بگير و او را وارد بهشت گردان » . « 1 »
9 - از جعفر احمر ، به نقل از امام باقر عليه السلام آورده است ، فرمود : « من از جابربن عبداللَّه انصارى شنيدم كه مىگفت : رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود :
چون روز قيامت شود ، دخترم فاطمه عليها السلام سوار بر شترى از شتران بهشتى مىآيد در حالى كه آن شتر از دو طرف آراسته شده ، افسارش از مرواريد تازه ، دست و پاهايش از زمرد سبز ، دمش از مشك بسيار خوشبو ، چشمانش دو ياقوت سرخ ، در بالاى آن قبهاى از نور كه از ظاهر آن باطنش و از باطن آن ظاهرش ديده مىشود ، درونش بخشش خدا و بيرونش رحمت الهى و بر سرش افسرى از نور است آن افسر هفتاد ركن دارد هر ركنى مرصع به درّ و ياقوت است ؛ همچون ستارهء درخشان در افق آسمان مىدرخشد . و از سمت راست آن حضرت ، هفتاد هزار فرشته حركت مىكند و جبرئيل افسار شتر را گرفته است ، مناديى با صداى بلند
هامش
( 1 ) - علل الشرايع : 1 / 171 .