حسين عليهم السلام تا سيزده روز از آن مىخوردند . تا اين كه امّايمن ديد امام حسين عليه السلام همراه خود چيزى دارد پرسيد : اين را از كجا آوردى ؟ فرمود :
ما چند روز است كه از اين تغذيه مىكنيم ، امّايمن نزد فاطمه عليها السلام آمد ، عرض كرد : يا فاطمه ! هر گاه ام ايمن چيزى داشته باشد مال فاطمه و فرزندان اوست ، و چون فاطمه عليها السلام چيزى داشته باشد امّايمن بى بهره باشد ؟ فاطمه عليها السلام مقدارى از غذاى آن سينى را براى امّايمن آورد .
همين كه امّايمن از آن ميل كرد ، سينى ناپديد شد ، پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم فرمود :
اگر از آن امايمن را اطعام نمىكردى ، تو و فرزندان تو تا روز قيامت از آن مىخورديد !
سپس امام باقر عليه السلام فرمود : آن سينى نزد ماست و قائم ما در زمان خود آن را بيرون مىآورد » . « 1 »
4 - از ابوهاشم نقل كرده است مىگويد : ( امام باقر عليه السلام فرمود : ) چون على عليه السلام را از خانه بيرون بردند فاطمه عليها السلام در حالى كه پيراهن رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم را روى سر انداخته بود و دست دو پسرش ( امام حسن و امام حسين ) را گرفته بود از خانه بيرون آمد و فرمود : اى ابوبكر ! ما را با تو چه كار ؟ تو مىخواهى پسرانم را يتيم كنى و مرا بيوه گردانى ! به خدا سوگند اگر گناه نداشت موهايم را پريشان مىكردم و به درگاه پروردگارم مىناليدم ! مردى از آن مردمان گفت : مىخواهى با اين چه كنى ؟ ! سپس فاطمه عليها السلام دست على عليه السلام را گرفت و با او رفت » . « 2 »
5 - از عبدالحميد طائى به نقل از ابوجعفر ( امام باقر ) عليه السلام آورده است ،
هامش
( 1 ) - كافى : 1 / 460 .
( 2 ) - همان : 8 / 237 .