داورى مىكند ؟ ! گويا داورى آن حضرت را قبول نداشت ، عمر جلوى او را گرفت و گفت : واى بر تو ! مگر نمىدانى اين كيست ؟ ! اين علىّبن ابىطالب مولاى من و مولاى هر مؤمن است ، پس هر كه را او مولا و سرپرست نباشد مؤمن نيست » . « 1 »
68 - از جابر به نقل از امام باقر عليه السلام از قول ابن عباس آورده است ، مىگويد : « در روز شورى بيرون آن خانه بودم شنيدم كه علىّبن ابىطالب عليه السلام مىفرمود : اى گروه حاضر همهء شما را به خدا قسم مىدهم آيا در بين شما جز من كسى هست كه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم دربارهء او گفته باشد : خدايا دوست بدار هر كه او را دوست بدارد و دشمن بدار هر كه او را دشمن بدارد ؟ گفتند : نه به خدا ! » . « 2 »
69 - از ابوبصير نقل كرده است ، مىگويد : امام باقر ابوجعفر محمّدبن علىّبن حسين عليهم السلام فرمود : « ابوذر و سلمان در پى رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم درآمدند ، به آنها گفته شد كه آن حضرت به ناحيهء قبا رفته است ، به دنبال آن حضرت رفتند ، ديدند زير درختى در حال سجده است به حال انتظار آن قدر نشستند كه احتمال دادند خواب رفته باشد ، خواستند بيدارش كنند ! آن حضرت سرش را به طرف آنها بلند كرد و سپس فرمود : من شما را در جايى كه بوديد ديدم و حرفتان را شنيدم در حالى كه من خواب نبودم . همانا خداوند هر پيامبرى را پيش از من به قوم خودش به زبان همان قوم مبعوث كرده است ولى مرا به سياه و سرخ به زبان عربى مبعوث فرموده است .
هامش
( 1 ) - بشارةالمصطفى : ص 292 .
( 2 ) - همان : ص 293 .