تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مسند الإمام الباقر (ع) (مسند امام باقر ع) (فارسى) — صفحة 526

مساهمون:

ص٥٢٦
حكم داد ، آن زن خشمگين شد و به اميرالمؤمنين عليه السلام گفت : نه به خدا سوگند تو قضاوت درستى نكردى و به عدل و برابرى بين رعيّت حكم نفرمودى و در پيشگاه خدا قضاوت تو پسنديده نيست ! اميرالمؤمنين عليه السلام مدّتى به طرف او نگاه كرد سپس فرمود : اى گستاخ بىباك ، اى بدزبان ، كم شرم ، كسى كه از پشت عادت مىبيند و مثل زنان ديگر بارور نمىشود ! مىگويد : آن زن با شنيدن اين سخنان ولوله كنان رو به فرار گذاشت ، در حالى كه مىگفت : واى بر من ! واى بر من ! واى بر من ! به راستى اى پسر ابوطالب راز نهفته‌اى را برملا كردى ! راوى مىگويد : عمروبن حريث با وى برخورد كرد و گفت : اى بندهء خدا تو در حالى نزد ما آمدى با سخنانى كه باعث خوشحالى بود ولى بعد اميرالمؤمنين عليه السلام با كلامى سخن تو را رد كرد ، با ناله و شيون پا به فرار گذاشتى ، قضيه چه بود ؟ آن زن گفت : به خدا سوگند كه على عليه السلام از حقيقت و واقعيت خبر داد و آنچه را كه من از ابتداى ازدواجم از شوهرم ، و از پدر و مادرم پنهان مىكردم پرده برداشت ! عمرو خدمت اميرالمؤمنين عليه السلام برگشت و گفته‌هاى آن زن را به اطّلاع اميرالمؤمنين عليه السلام رساند . و عرض كرد : شما را دربارهء چيزهايى كه مىگفتيد ، به كهانت نمىشناختم ؟ على عليه السلام فرمود : واى بر تو از ما اين حرفها كهانت نيست بلكه خداوند ارواح را دو هزار سال پيش از بدنها آفريد و چون ارواح را با بدنها تركيب كرد در پيشانى آنها نوشت : كافر است يا مؤمن ، آنان كه گرفتارانند ، و اين گرفتارىها از بدى يا خوبى عملشان در مقدار گوش موشى ثبت است ! سپس اين آيه را از قرآن بر