تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مسند الإمام الباقر (ع) (مسند امام باقر ع) (فارسى) — صفحة 527

مساهمون:

ص٥٢٧
پيامبرش نازل فرمود :
« إِنَّ فِي ذلِكَ لَآياتٍ لِلْمُتَوَسِّمِينَ »
« 1 » پس رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم متوسّم ( هوشيار ) بود و پس از او من و امامان از ذريّهء من متوسّم ( هوشيار ) هستيم . و چون دقّت كردم اين اوصافى را كه در آن زن بود و خصلت‌هاى او را از سيمايش دانستم » . « 2 » 4 - از سعدبن طريف خفاف به نقل از امام باقر عليه السلام آورده است ، فرمود : « روزى اميرالمؤمنين عليه السلام در مسجد و اصحاب در اطراف آن حضرت ، نشسته بودند مردى از شيعيان امام عليه السلام آمد و عرض كرد : يا اميرالمؤمنين ! خدا مىداند كه من در باطن به محبّت شما دل بسته‌ام ، همان طورى كه در ظاهر به محبّت شما پايبندم و به ولايت و طاعت شما در باطن معتقدم چنان كه در ظاهر معتقدم . اميرالمؤمنين عليه السلام پس از شنيدن سخنان وى فرمود : راست گفتى ! بنابراين بايد آماده تنگدستى باشى چرا كه فقر و پريشانى براى شيعيان ما شتابان‌تر است از سيل به بستر دشت . امام عليه السلام فرمود : آن مرد رفت در حالى كه از خوشحالى مىگريست ؛ به خاطر اين كه اميرالمؤمنين عليه السلام فرمود : راست گفتى . فرمود : و در آنجا مردى از خوارج با رفيقش نزديك اميرالمؤمنين عليه السلام بود ، يكى از آنها گفت : به خدا سوگند كه هرگز مثل امروز را نديده بودم كه مردى نزد وى بيايد و بگويد : من تو را دوست مىدارم و او بگويد : راست گفتى ! ديگرى در جواب او گفت : چاره‌اى ندارى كه حرفت را پس
هامش
( 1 ) - حجر / 75 : ترجمه در صفحات قبل گذشت - م . ( 2 ) - اختصاص : ص 302 .