تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مسند الإمام الباقر (ع) (مسند امام باقر ع) (فارسى) — صفحة 445

مساهمون:

ص٤٤٥
نبوّت و خلافت را براى ما جمع نكرد » و چهار نفر : عمر ، ابوعبيده ، معاذبن جبل و سالم آزاد شدهء ابوحذيفه نيز به آن شهادت دادند و كار را بر تودهء مردم مشتبه كردند ، حرف آنها را تصديق كردند و ايشان را به ماقبل ( زمان جاهليت ) برگرداندند و خلافت را از اصلش برگرداندند ؛ از جايى كه خدا قرار داده بود خارج كردند ، و در برابر انصار راجع به حق ما و حجّت ما استدلال كردند و آن را براى ابوبكر منعقد كردند . و سپس ابوبكر هم آن را به عمر كه با او همراهى داشت به جبران كار او به وى بازگرداند . عمر نيز آن را در بين شش نفر به شورى گذاشت و پس از آن عبدالرّحمان بن عوف به عثمان تحويل داد بر اين اساس كه پس از خود به وى باز گرداند ولى عثمان او را فريب داد . و از اين رو پسر عوف كفر و جهل او را ظاهر كرد و نسبت نادانى به او داد و در زمان حياتش او را بدنام كرد . پسرانش وانمود كردند كه عثمان او را زهر داد و او از دنيا رفت . آن گاه طلحه و زبير به پا خاستند و با ميل و رغبت بدون اكراه و نارضايتى با على بيعت كردند ولى پس از آن بيعت شكنى كردند و مكر و خدعه كردند و آنها عايشه را با خود به بصره بردند . سپس معاويه مخالفان شام را به خونخواهى عثمان فرا خواند و صحنهء نبرد را براى ما آراست . و پس از آن اهل حروراء ( خوارج ) با على عليه السلام مخالفت كردند بر اين اساس كه مطابق كتاب خدا و سنّت رسولش حكم كند در صورتى كه اگر با آن شرطى كه در حكميّت بود آنها ( حَكَمين ) حكم مىكردند ، بايد مىگفتند كه على عليه السلام اميرالمؤمنين طبق كتاب خدا و بر زبان پيامبر خدا صلى الله عليه و آله و سلم و در سنّت وى عمل مىكند ولى اهل نهروان ( خوارج ) با آن حضرت مخالفت كردند و با او پيكار نمودند .