روايات امام عليه السلام دربارهء خضر عليه السلام
1 - صدوق از حمزة بن عمران و ديگران به نقل از امام صادق عليه السلام آورده است كه فرمود :
« ابوجعفر محمّدبن علىّ الباقر عليهما السلام در مدينه از خانه بيرون آمد ، خسته شد به ديوارى از ديوارهاى شهر تكيه داده بود و فكر مىكرد ، ناگهان مردى به جانب او آمد ، به و ى گفت : اى ابوجعفر ! چرا غمگينى ؟ براى خاطر دنياست كه روزى خداى عزّوجلّ آماده است ، و نيكوكار و بدكار در آن شريكند . يا به خاطر آخرت است كه وعدهاى است راست و در آنجا پادشاهى مقتدر حكم مىكند ؟ !
امام باقر عليه السلام فرمود : غم من براى اينها نيست ، بلكه اندوه من به خاطر فتنهء پسر زبير است . آن مرد گفت : آيا ديدهاى كسى از خدا بترسد ولى خداوند او را نجات ندهد ؟ ! و يا ديدهاى كه كسى بر خدا توكّل كند ولى خداوند او را كفايت نكند ؟
و آيا كسى را ديدهاى كه به خداوند پناه ببرد و او پناهش ندهد ؟ !
ابوجعفر عليه السلام با شنيدن سخنان آن مرد فرمود : خير . پس آن مرد به راه خود رفت پرسيدند : اين مرد كه بود ؟ ابوجعفر عليه السلام فرمود : اين همان خضر عليه السلام است . » . « 1 »
هامش
( 1 ) - كمال الدّين : ص 386 .