تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مسند الإمام الباقر (ع) (مسند امام باقر ع) (فارسى) — صفحة 192

مساهمون:

ص١٩٢
امرى كه شما درگير آن هستيد . » . « 1 » 3 - كلينى از ابوبصير نقل كرده است مىگويد : خدمت امام باقر عليه السلام بوديم و حمران نيز نزد آن حضرت بود ، ناگهان غلام وى وارد شد ، عرض كرد : فدايت شوم ! عكرمه در آستانهء مرگ است ، وى با اينكه عقيدهء خوارج را داشت ولى هميشه خدمت امام باقر عليه السلام بود ! پس امام باقر عليه السلام به ما فرمود : منتظر من باشيد تا نزد شما برگردم ! عرض كرديم : آرى . چون درنگ كرديم برگشت ، فرمود : « بدانيد اگر من عكرمه را پيش از اينكه جان بسپارد درك مىكردم كلماتى را به او تعليم مىدادم كه سود مىبرد ، ولى من موقعى او را دريافتم كه جان به جان آفرين تسليم كرده بود » گفتم : فدايت شوم ، آن كلام كه مىخواستيد به او تعليم دهيد ، چيست ؟ فرمود : « او همان چيزى است كه شما در ارتباط با آن هستيد ، پس به هنگام مرگ شهادت لا إله الااللَّه و ولايت ( اهل بيت ) را به مرده هايتان تلقين كنيد » . « 2 » 4 - همو از ابوحمزهء ثمالى نقل كرده ، مىگويد : در مسجد رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم نشسته بودم ، ناگهان مردى وارد شد ، و سلام داد ، از من پرسيد : اى بندهء خدا تو كيستى ؟ گفتم : مردى از اهل كوفه . گفتم : چه نيازى دارى ؟ گفت : ابوجعفر محمّدبن على عليهما السلام را مىشناسى ؟ گفتم : آرى ، تو چه كارى با او دارى ؟ گفت : چهل مسأله براى او آماده دارم كه از او بپرسم ؛ چه چيز حق است كه من انجام دهم و چه چيز باطل است تا ترك كنم .
هامش
( 1 ) - محاسن : ص 149 . ( 2 ) - كافى : 2 / 123 .
مسند الإمام الباقر (ع) (مسند امام باقر ع) (فارسى) — صفحة 192 | الشيخ عزيز الله عطاردي / عطائى