به حج مىرود ، مردمان زيادى به مدينه آمدند و همگى درخواست داشتند همراه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم باشند و مثل او اعمال حج را به جا آورند .
پس پيامبر حركت كرد و ما هم به همراه او حركت كرديم تا به ذوالحليفه رسيديم - سخن خود را ادامه داد - على عليه السلام از يمن با شتران قربانى آمد ، ديد فاطمه عليها السلام محرم نشده است و لباسهاى رنگى پوشيده و سرمه كشيده است ، على عليه السلام از آن بابت به وى اعتراض كرد ، فاطمه عليها السلام گفت : پدرم اين دستور را داد ، و على عليه السلام در حالى كه درِ خانه ايستاده بود حرف مىزد به خدمت رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم رفت با همان عصبانيتى كه در مورد عمل فاطمه عليها السلام داشت تا از آن حضرت راجع به آنچه از قول پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم گفته بود بپرسد پس از اعتراض على عليه السلام پيامبر عليه السلام فرمود :
فاطمه عليها السلام راست گفته ، راست گفته است . « 1 »
17 - از عمروبن عبداللَّهبن هند جملى به نقل از ابوجعفر محمّدبن على عليهما السلام آورده است كه فرمود : « فاطمه دختر علىّبن ابى طالب عليه السلام وقتى كه رفتار برادرزادهاش علىّبن حسين عليهما السلام را ديد كه غرق در عبادت است نزد جابربن عبداللَّهبن عمروبن حزام انصارى آمد و گفت : يا صحابى رسول خدا ! ما اهل بيت بر شما حقوقى داريم ، از جمله حقوق ما بر شما اين است كه اگر ديديد يكى از ما دارد كوشش و تلاش مىكند كه خودش را در معرض نابودى قرار داده و جانش را دارد تلف مىكند ، او را به خاطر خدا تذكر دهيد ! اينك اين علىّبن حسين عليهما السلام يادگار پدرش حسين عليه السلام است كه به خود سخت گرفته و از عبادت زياد پيشانى و
هامش
( 1 ) - امالى شيخ : 2 / 15 و 16 .