من سلام برسان ! راوى مىگويد : جابر به منزل علىّبن حسين عليهما السلام آمد و محمّدبن علىّ را جُست ، علىّبن حسين عليهما السلام فرمود : « او در مكتب خانه است دنبال او مىفرستم تا نزد تو بيايد ! »
جابر گفت : خير ، بلكه من به نزد او مىروم ، جابر به سراغ آن حضرت رفت از آموزگار پرسيد : محمّدبن علىّ كجاست ؟ گفت : وى در جمع همراهانش هست ، مىفرستم به نزد تو بيايد ! جابر گفت : خير ، بلكه من خود نزد او مىآيم . راوى مىگويد : جابر خدمت امام باقر عليه السلام آمد و او را در آغوش گرفت و سر او را بوسيد و گفت : رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم به وسيلهء من پيامى براى شما فرستاده و من نيز سلام او را به تو مىرسانم !
امام عليه السلام فرمود : « بر او ( رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم ) و بر تو سلام ! » سپس جابر عرض كرد : پدر و مادرم به فدايت روز قيامت شفاعت مرا قبول كنيد .
فرمود : « جابر ! آن كار را انجام مىدهم » . « 1 »
8 - از زراره به نقل از ابوجعفر عليه السلام آورده است ، فرمود : « جابر مىداند » و او را به نيكى ستود . زراره مىگويد : عرض كردم : وى ( جابر ) از اصحاب على عليه السلام بود ؟ فرمود : « جابر با اين كلام خداى عزّوجلّ :
« إِنَّ الَّذِي فَرَضَ عَلَيْكَ الْقُرْآنَ لَرادُّكَ إِلى مَعادٍ » .
« 2 » به خوبى آشنا بود . » . « 3 »
9 - از محمّدبن مسلم و زراره نقل كرده است ، مىگويد : از ابوجعفر عليه السلام راجع به احاديثى كه از جابر نقل كرده است پرسيديم و گفتيم : ما را چه
هامش
( 1 ) - رجال كشى : ص 44 .
( 2 ) - قصص / 85 : همان كسى كه قرآن را به تو نازل كرد تو را به جايگاه و زادگاهت بر مىگرداند .
( 3 ) - همان : ص 44 .