گفتم : علي بن حسين .
گفت : نام برادرت چيست ؟
گفتم : على .
گفت : على و على ! پدر تو چه هدفى داشت كه هيچ يك از فرزندانش را فروگذار نكرده است بلكه همه را على ناميده است ، آنگاه مقرّرى تعيين كرد و من نزد پدرم برگشتم و ماجرا را گفتم ، فرمود : واى بر پسر زن كبود چشمِ دبّاغ پوست ! اگر خداوند صد پسر به من مىداد دوست داشتم نامى جز على بر ايشان نگذارم . » . « 1 »
4 - از زراره نقل كرده است ، مىگويد : مردى خدمت علي بن حسين عليهما السلام مىآمد و كنيهاش ابومرّه بود و موقعى كه اجازهء ورود مىخواست ، مىگفت : ابومرّه در منزل است ! پس علي بن حسين عليهما السلام فرمود : « به خدا سوگند وقتى كه در منزل ما مىآيى نبايد بگويى :
ابومرّه » . « 2 »
5 - از محمّدبن سنان با يك واسطه نقل كرده است ، مىگويد : وقتى كه به علي بن حسين عليهما السلام مژده مىدادند كه خداوند به شما فرزندى داده است ، نمىپرسيد : پسر است يا دختر ! مىگفت : « آيا تندرست است ؟ » اگر تندرست بود ، مىگفت : « سپاس مخصوص خداوندى است كه از من موجود زشتى را نيافريده است » . « 3 »
6 - از زيدبن على ، از پدرش ، از قول جدّش عليهم السلام نقل كرده است ، فرمود :
« رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود : پدر و مادر را رعايت حقوق فرزندان واجب
هامش
( 1 ) - كافى : 6 / 29 .
( 2 ) - همان : 6 / 21 .
( 3 ) - همان .