طلاق
1 - محمّدبن يعقوب ( كلينى ) از عبداللَّه بن سليمان به نقل از پدرش آورده است مىگويد : من در مسجد بودم كه علي بن حسين عليهما السلام وارد شد ، من دوام نياوردم و از آن حضرت پرسيدم ، نام او را به من گفتند ، من و ديگران به سراغ او رفتيم ، اطراف او را گرفتيم ، سلام داديم ، مردى عرض كرد : خداوند امر شما را اصلاح كند ! چه مىفرماييد : دربارهء مردى كه زن معيّنى را در عقد ازدواج نام مىبرد و همان روزِ ازدواج مىگويد : او را سه طلاقه كردم و سپس پشيمان مىشود مىخواهد با او ازدواج كند ، آيا چنين چيزى براى او رواست ؟
فرمود : « طلاق پس ازدواج بوده است ! » . « 1 »
2 - از عبداللَّه بن سليمان به نقل از پدرش آورده است ، مىگويد : من در مسجد بودم كه علي بن حسين عليهما السلام وارد شد ، فراموش نكردهام ، بر سرش عمامهء سياهى داشت و دو طرف آن را ميان شانه هايش انداخته بود ، به مردى كه نزديك من نشسته بود گفتم : اين بزرگ كيست ؟
آن مرد گفت : چه شده است تو را از هيچ كسى كه وارد مسجد شد نپرسيدى ، جز اين مرد ؟
مىگويد : در جواب او گفتم : من كسى را خوش هيأتتر از او نديدم كه وارد مسجد شده باشد ، از اين رو راجع به او از شما پرسيدم !
گفت : او علي بن حسين عليهما السلام است . مىگويد : پس از شنيدن نام آن حضرت ، از جا بلند شدم و آن مرد و ديگران نيز بلند شدند ، پيرامون او را گرفتيم ، به او سلام داديم ، پس آن مرد عرض كرد : خداوند امر شما را
هامش
( 1 ) - كافى : 6 / 62 .