24 - ابن عبدربّه مىگويد : علي بن حسين عليهما السلام با كنيز خودش كه آزاد نموده بود ، ازدواج كرد ، خبر به گوش عبدالملك رسيد ، طى نامهاى به آن حضرت او را سرزنش كرد ، علي بن حسين عليهما السلام پس از دريافت نامه به او نوشت : « خداوند به وسيله اسلام هر پستى را بر طرف كرده و هر كاستى را جبران نموده و از هر نكوهشى گرامى داشته است بنابراين بر مسلمان ( اين چيزها ) عار نيست ، و اين رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم است كه با كنيز خودش ( پس از آزاد كردن صفيّه ) و با همسر بردهاش ( زينب بنت جحش كه زيد پس از آزادى با او ازدواج كرده بود و بعد از جدايى از زيد ) ازدواج كرد . » .
عبدالملك پس از دريافت پاسخ گفت : علي بن حسين عليهما السلام از موضعى كه مردم خوار مىشوند ، او بزرگ مىشود ! » « 1 »
25 - ابوعبداللَّه حاكم از وهيب بن خالد ، به نقل از جعفربن محمّد ، از پدرش ، از علي بن حسين عليهم السلام آورده است ، فرمود : « عمربن خطّاب از على عليه السلام ام كلثوم را خواستگارى كرد ، و گفت : او را به همسرى من درآور ! على عليه السلام فرمود : من او را براى برادرزادهام عبداللَّهبن جعفر درنظر گرفتهام ! با وجود اين ، عمر گفت : او را به همسرى من درآور ! به خدا سوگند كسى از مردم ، از ماجراى او خبر ندارد ! پس على عليه السلام تزويج كرد .
پس عمر نزد مهاجران آمد و گفت : به من تبريك نمىگوييد ! گفتند : براى چه يا اميرالمؤمنين !
گفت : به خاطر ( ازدواج ) با امكلثوم دختر على و فاطمه دختر رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم زيرا كه من از رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم شنيدم كه فرمود : روز قيامت هر حسب و نسبى قطع مىشود ، جز حسب و نسب من ! از اين رو دوست
هامش
( 1 ) - عقدالفريد : ص 6 / 128 .