سپس مىگريست و چنان ناله مىزد كه اعضاى خانواده و غلامان از گريه او بىتاب مىشدند و به سراغ او مىرفتند ، مىديدند كه صورت به خاك چسبانده و مىگويد : « پروردگارا ! به هنگام مرگ از تو لطف و آسايش ، و رفتن به سوى رحمت و رضوان را مىطلبم » . « 1 »
48 - عبدالرزّاق از ابن شهاب به نقل از علي بن حسين عليهما السلام آورده است ، فرمود : « رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم هر وقت فرود مىآمد ، يا بلند مىشد تكبير مىگفت ، در نمازش همواره چنان بود تا به لقاءاللَّه پيوست . » . « 2 »
49 - محمّدبن سعد از عبداللَّهبن ابىسليمان نقل كرده ، مىگويد : علي بن حسين عليهما السلام وقتى كه راه مىرفت دستش از رانش نمىگذشت و با غرور دستش را حركت نمىداد و مىگويد : چون براى نماز به پا مىخاست ، بدنش به لرزه مىافتاد ! از علت آن پرسيدند ؟ فرمود : « آيا مىدانيد كه در حضور چه كسى ايستادهام و با كه مناجات مىكنم ؟ ! » . « 3 »
51 - « 4 » بيهقى از حاتمبن اسمعيل به نقل از جعفربن محمّد ، از پدرش عليهم السلام آورده است كه علي بن حسين عليهما السلام پيوسته در اذانش چنان بود ، وقتى كه حىّ على الفلاح مىگفت ، به دنبال آن حىّ على خيرالعمل مىگفت ، و مىفرمود : « اين اذان اوّل است » . « 5 »
53 - « 6 » مالك مىگويد : از علي بن حسين عليهما السلام رسيده است كه مىفرمود :
« رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم چنان بود كه هر وقت مىخواست تمام روز در سفر و
هامش
( 1 ) - دعائم الاسلام : 1 / 215 .
( 2 ) - المصنّف : 2 / 62 .
( 3 ) - طبقات ابن سعد : 5 / 160 .
( 4 ) - حديث شمارهء ( 50 ) از طبقات ابن سعد ( 5 / 161 ) را در بخش « طهارت » به شمارهء ( 5 ) نقل كرديم م .
( 5 ) - سنن كبرا : 1 / 425 .
( 6 ) - الموطّأ : 1 / 74 : اين حديث ( 52 ) را عيناً از المصنّف ( 2 / 62 ) به شمارهء ( 48 ) نقل كرديم - م .