طرف من انداخت به سوى خودش بازگرداندى و از من دفع كردى در حالى كه خشم خود را فرو ننشانده بود و آتش كينهاش خاموش نشده ، دستهاى خود را از غيظ مىگزيد ، بر من پشت كرد و گريخت و ياورانش او را بىوفايى كرده و او را تنها گذاشتند ! و چه بسا ستمگر سركش كه با كيد و مكر قصد مرا داشت و براى شكار من دام گسترده و هميشه در جستجوى من همت گمارده و همچون درندهاى در كمين شكار خود ، در كمين من نشسته و درصدد فرصتى بوده است تا شكار خود را بچنگ آورد ، اما همين دشمن به چاپلوسى خوشرويى مىكرد ولى كينهاى سخت در دل داشت !
اى خداى من ! كه نام تو فرخنده و بلند است ! تو چون فساد باطن او را ديدى و زشتى سيرت او را دانستى ، او را به سر در بيشهاش نگونسار و در گودالش افكندى ، و او پس از گردن فرازى زبون شد و در كمند همان دام گرفتار شد كه مىخواست مرا در آن ببيند و نزديك بود آنچه در ساحت او فرود آمده بود اگر رحمت تو نبود بر سر من آورد !
خدايا ! چه بسا حسودى كه بغض من راه گلوى او را گرفته و خشم من چون استخوانى در گلويش فرو رفته و به زبان تيز مرا آزرده است و ننگهاى خود را بر من نهاده و آبروى مرا آماج تيرهاى خود كرده است ؛ هر عيبى كه پيشهء او بوده ، به من بسته و به مكر مرا بدگفته و به تدبير زشت آهنگ مرا كرده است !
خداى من ! من تو را به يارى خود خواندم و يقين داشتم به زودى اجابت مىكنى و مىدانستم كه هر كس در سايهء حمايت تو جاى گيرد پايمال ستم نمىشود و هر كس در سنگر انتقام تو پناه دارد از چيزى باك ندارد ! پس مرا از بيم او به وسيلهء قدرت خويش حفظ كردى ، و بسا ابرهاى تيره
مسند الإمام السجاد (ع) (مسند امام سجاد ع) (فارسى) — صفحة 138
مساهمون: الشيخ عزيز الله عطاردي
ص١٣٨