تو و سوگندت بر آن به خاطر اهميّتش ، به شدت اهتمام ورزيدم اما تو ياد خودت را در اين روز از خاطرم بردى و امشب پشيمانى را از فكرم زدودى از اين رو بيچارگى و تنگدستى جلوى چشمم مجسّم شد و دلم را پر كرد !
اكنون مىگويم : از كجا و به كجا و چگونه چارهجويى كنم ؟ و چه كسى را دارم ؟ چه كنم ؟ و از كجا بخواهم و به كجا بروم ؟ و چه كسى بر من عطف توجه مىكند ؟ از شماتت دشمنان بيمناكم و اندوه دوستان را نمىپسندم اگر تو به رحمت خود مرا درنيابى تا بىنيازى را در وجودم القا كنى و بدان وسيله بر كار دنيا و آخرتم كمك كنى ! شيطان بر من چيره شده است ؛ بنابراين مولاى من ! مرا به وعدهء خودت خشنود كن تا تو را اى سرورم در حالى ملاقات كنم كه از پرهيزگارانم .
خدايا مرا بيامرز در حالى كه تو بهترين آمرزينندگانى و مرا ببخش كه تو بهترين بخشايندگانى و از من درگذر كه تو بهترين عفو كنندگانى و مرا روزى ده كه تو بهترين روزى دهندگانى و بر من احسان كن كه تو بهترين احسان كنندگانى و مرا مسلمان بميران و به شايستگان ملحق ساز ! و در روز رستاخيز مرا خوار نساز ! روزى كه مردمان برانگيخته مىشوند ، روزى كه نه ثروت سود مىبخشد و نه فرزندان اى سرپرستان مؤمنان !
خدايا من از محل روزيم ناآگاهم از اين رو با خطورهايى كه بر قلبم مىگذرد آن را مىجويم و در پى آن شهرها را مىگردم ، و براستى كه همچون فرد سرگردان در جستجوى آنم و نمىدانم در دشت است ، يا در كوه ، و يا در زمين است يا در آسمان ، و يا در دريا است و يا در خشكى و بر دست چه كسى است و از طرف كدامين كس ؟ در حالى كه مىدانم علم
مسند الإمام السجاد (ع) (مسند امام سجاد ع) (فارسى) — صفحة 132
مساهمون: الشيخ عزيز الله عطاردي
ص١٣٢