مىداد ، تا اين كه او را بلند كرد و به خيمهاش برد ! » . « 1 »
82 - از ابوداوود مدنى نقل كرده ، مىگويد : علي بن حسين از قول پدرش به نقل از على عليهما السلام فرمود : « مردى در كوفه خروج مىكند به نام زيد با تمام قدرت به گونهاى است كه كسى از پيشينيان به او نمىرسد و كسى از آيندگان هم او را در نيابد مگر اين كه كارى چون كار او كرده باشد ، وى و اصحابش در روز رستاخير به همراه طومارها يا چيزى نظير طومار ، در آيند به قدرى كه حتى پا روى گردن خلايق بگذارند ، فرشتگان آنان را ببينند ، مىگويند : اينان هم پيمانان پيشينيان و داعيان حقند ، و رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم از ايشان استقبال مىكند و مىفرمايد : پسران من ! شما بدانچه مأمور بوديد عمل كرديد . بنابراين بدون حساب وارد بهشت شويد ! » . « 2 »
83 - از خالد آزاد شدهء آل زبير نقل كرده ، مىگويد : ما در خدمت علي بن حسين عليهما السلام بوديم ، پسرش زيد را فرا خواند ، زيد به رو بر زمين افتاد ، وى خون از صورت فرزندش پاك مىكرد و مىگفت : « تو را به خدا پناه مىبرم از اينكه تو همان زيدى باشى كه در كنار كوفه به دار مىآويزند ، هر كه به طور عمد بر عورت او نگاه كند ، خداوند اورا به رو در آتش دوزخ اندازد ! » « 3 »
هامش
( 1 ) - مقاتل الطّالبيّين : ص 75 .
( 2 ) - همان : ص 88 .
( 3 ) - همان : ص 89 . محدث قمى در منتهى الامال : 2 / 70 به نقل از مروج الذهب مسعودى مىنويسد : بدن زيد پنجاه ماه برهنه به دار آويخته بود ، احدى عورت او را نديد ، به جهت اين كه خدا او را مستور داشته بود - م .