زايمان مىنالد ! با شنيدن اين سخن دست ابوطالب را گرفت و آمدند و زنها نيز با وى بلند شدند فاطمه را كنار كعبه آوردند و در آنجا نشاندند ، سپس فرمود : به نام خدا بنشين ! ام عماره گفت : اندكى فاصله گرفت ، پس پسرى شادمان و پاكيزه و آراسته به دنيا آورد كه من به زيبايى جمال او نديده بودم ، ابوطالب او را على ناميد و پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم او را برداشت و آورد تا به منزل فاطمه بنت اسد رساند .
علي بن حسين عليهما السلام فرمود : به خدا سوگند كه من هرگز چيزى بهتر از اين خبر را نشنيده بودم . » . « 1 »
71 - از « عيون المعجزات » سيد مرتضى رضى الله عنه به نقل از جعفربن محمدبن عماره از پدرش و او از قول امام صادق از پدرش ، از جدش عليهم السلام آورده است . فرمود : « مردم مدينه خدمت على عليه السلام آمدند و از نيامدن باران شكايت كردند و عرض كردند : شما از خدا طلب باران كنيد ! امام على عليه السلام به ( فرزندش ) امام حسين عليه السلام فرمود : برخيز و برو طلب باران كن ! حسين عليه السلام برخاست و حمد و ثناى الهى را گفت و بر پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم درود فرستاد و عرض كرد : اى خداوند بخشندهء خيرات و فرستندهء بركات ! بارانى پر خير و بركت از آسمان فروريز ! و ما را از باران زياد و گسترده و فراوان ، مجلل ، پياپى ، جارى و فراگير سيراب گردان ! به طورى كه ضعف و ناتوانى بندگانت را بدان وسيله بر طرف سازى و زمينهاى مرده را با آن زنده نمايى ، آمين يا رب العالمين !
امام حسين عليه السلام از دعاى خودش فارغ نشده بود كه خداى تعالى بقدرى
هامش
( 1 ) - بحارالانوار : 35 / 30 .