است كه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود : « پسرانم حسن و حسين عليهما السلام را من از طرف خدا مأمور شدم كه به اين نامها بنامم . » . « 1 »
69 - و نيز به اسناد خود ، از علي بن حسين عليهما السلام آورده است كه فرمود :
« با ( پدرم ) امام حسين عليه السلام بيرون شديم ؛ به هيچ منزلى فرود نيامد و از هيچ منزلى كوچ نكرد مگر اين كه از يحيىبن زكريا عليهما السلام ياد كرد ، و روزى فرمود : از پستى و خوارى دنيا در پيشگاه خداست كه سر يحيى را به زناكارى از زناكاران بنى اسرائيل هديه مىدهند ! » . « 2 »
70 - مجلسى از كتاب « عمده » به نقل از « مناقب » ابن مغازلى به سند خود از موسىبن جعفر ، از پدرش ، از محمدبن على ، از قول پدرش علي بن حسين عليهم السلام آورده است ، مىفرمايد : « من با پدرم نشسته بوديم قبر جدمان صلى الله عليه و آله و سلم را زيارت مىكرديم و در آنجا زنان زيادى بودند ناگهان زنى از زنان به طرف ما آمد ، پرسيدم : خدايت بيامرزد ! تو كيستى ؟ گفت :
من زيده دختر عجلان از قبيلهء بنى ساعده هستم ، گفتم : چيزى ( از بزرگان ) به خاطر دارى براى ما نقل كنى ؟ گفت : آرى به خدا سوگند ! مادرم ام عماره دختر عبادةبن فضلبن مالك بن عجلان ساعدى نقل كرد كه روزى در جمع زنانى از عرب بودم ناگهان ابوطالب گرفته و غمگين از راه رسيد ، گفتم : ابوطالب ! تو را چه شده است ؟ گفت : فاطمه بنت اسد در حال شدت درد زايمان است ، اين را گفت و دست روى صورتش نهاد ، در همان بين كه ابوطالب در آن حال بود ، ناگهان محمد صلى الله عليه و آله و سلم آمد و پرسيد :
عمو جان ! تو را چه شده است ؟ ابوطالب گفت : فاطمه بنت اسد از درد
هامش
( 1 ) - مناقب : 2 / 140 .
( 2 ) - همان .