است كه خداى عزّوجلّ ما را از آن گِل آفريده و شيعيان ما را از آن آفريده است پس هر كه از آن گل نباشد از ما و از شيعيان ما نيست و آن پيمانى است كه خداى عزّوجلّ بر آن پيمان ولايت علي بن ابىطالب عليه السلام را گرفته است » .
عبيد مىگويد : من اين حديث را به محمدبن على بن حسين بن على عليهما السلام گفتم ، فرمود : يحيىبن عبداللَّه راست مىگويى ، پدرم از قول جدم به نقل از پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم همين طور خبر داد . » . « 1 »
55 - از حسنبن زيدبن على نقل كرده است ، مىگويد : از ابوعبداللَّه جعفربن محمدالصادق عليهما السلام از سن جدمان علي بن حسين عليهما السلام پرسيدم ، فرمود : « پدرم از قول پدرش علي بن حسين عليهما السلام نقل كرد كه من پشت سر عمويم حسن و پدرم حسين عليهما السلام در آن سالى كه عمويم حسن عليه السلام درگذشت و من آن روز پسرى نابالغ و يا در آستانهء بلوغ بودم ، در يكى از راههاى مدينه راه مىرفتم ، جابربن عبداللَّه و انسبن مالك كه هر دو از انصار بودند در بين جمعى از قريش و انصار حركت مىكردند و جابربن عبداللَّه نتوانست خودش را نگهدارد ؛ خودش را روى دست و پاى پدرم و عمويم انداخت و آنها را مىبوسيد ، مردى از قريش كه نسبتى با مروان داشت ، گفت : اى ابوعبداللَّه ! تو با اين سن و سال و جايگاه مصاحبتى كه با رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم داشتى ، چنين كارى را مىكنى ؟ ! جابر در جنگ بدر حضور داشته است ! گفت : از من دور شو ! اى مرد قريشى اگر تو فضيلت و جايگاه آنها را آن طورى كه من مىدانم ، مىدانستى هر آينه خاك زير
هامش
( 1 ) - امالى طوسى : 1 / 134 .