تا من نزد تو بيايم ! آن زن رفت و برگشت ناگهان قسمتى از گوشت خر مردهاى را ديد و گرفت سپس به مقدارى ادرار كهنه رسيد آنها را داخل كوزهاى كرد سپس نزد آن عابد آورد . عابد پرسيد : اين است خوراك تو ! زن گفت : آرى ، عابد گفت : مرا به اين خوراك نيازى نيست ، و نگاهى به ادرارها كرد و پرسيد : همين است آشاميدنى تو ! مرا به اينها نيازى نيست و برو خودت را براى من آماده كن ! آن زن رفت و خودش را به نجاسات آلوده كرد سپس نزد او آمد ، همين كه عابد بوى نجاسات را ازو استشمام كرد و گفت : مرا به تو نيازى نيست و چون آن زن شب را به صبح رساند ديد بالاى در خانهاش نوشته است : همانا خداوند فلان زن زناكار را به وسيله فلان عابد بخشيد ! » . « 1 »
15 - از كتاب « الغايات » به نقل از علي بن حسين عليهما السلام آورده است ، فرمود :
« يكى از چيزهايى كه خضر عليه السلام به موسىبن عمران عليه السلام سفارش كرد اين بود كه مىگفت : مبادا كسى را به خاطر گناهى سرزنش كنى ! زيرا كه محبوبترين چيزها در نزد خدا سه چيز است : ميانه روى در ثروت و بخشش در وقت توانايى و قدرت و مداراى با بندگان خدا ؛ كسى در دنيا با كسى مدارا نكند مگر اين كه خداوند در روز قيامت با او مدارا كند . و بالاترين حكمت ، خداترس بودن است . » . « 2 »
16 - همو از ابانبن عثمان از قول امام صادق عليه السلام نقل كرده است ، فرمود : « پدرم از قول جدم از پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم از جبرئيل عليه السلام نقل كرد ، گفت :
هامش
( 1 ) - بحارالانوار : 63 / 270 .
( 2 ) - همان : 78 / 453 .