تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مسند الإمام السجاد (ع) (مسند امام سجاد ع) (فارسى) — صفحة 297

مساهمون:

ص٢٩٧
14 - از ابوحمزه ثمالى نقل كرده است كه علي بن حسين عليهما السلام فرمود : « عابدى در ميان مردم بنى اسرائيل بود ، ابليس از سپاهيان خود پرسيد : اين كيست كه مرا غمگين كرده است ؟ يكى از آنها گفت : كار او با من ! ابليس پرسيد : با او چه كار مىكنى ؟ گفت : دنيا را براى او مىآرايم ! ابليس گفت : تو حريف او نيستى . ديگرى گفت : من با او هستم ! پرسيدم : در چه كارى ؟ جواب داد : در مورد زنان ! ابليس گفت : تو هم حريف او نيستى . سومى گفت : من با او هستم ، ابليس پرسيد : در چه چيز ؟ گفت : در عبادتش ! ابليس قبول كرد و گفت : تو مخصوص او باش ! همين كه شب فرا رسيد ، در خانهء عابد را كوبيد و گفت : مهمانم ! او اجازه ورود داد ، آن شب را تا صبح نماز خواند و سه شبانه روز نزد عابد ماند همچنان نماز مىخواند و چيزى نمىخورد و نمىآشاميد ! عابد رو به او كرد و گفت : بندهء خدا ! من هرگز مثل تو را نديده‌ام ! او در جواب گفت : چون تو هيچ گناهى را مرتكب نشده‌اى در عبادت كردن ضعيفى ! پرسيد آن گناهانى كه تو مرتكب شده‌اى چه بوده است ؟ گفت : چهار درهم بگير و نزد فلان زن زناكار برو ، يك درهم براى گوشت و يك درهم براى نوشيدنى و يك درهم براى عطر و يك درهم نيز براى خودش بده و خواستهء خود را از او برآورده كن ! فرمود : عابد قبول كرد و چهار درهم را گرفت و در خانهء آن زن روسپى آمد و او را دو بار به نام صدا زد : او از خانه درآمد ، همين كه چشم او به عابد افتاد گفت : به خدا كه او فريب خورده است و به خدا كه او گول خورده است ! آن زن به وى گفت : چه مىخواهى ؟ عابد گفت : اين چهار درهم را بگير و برايم خوردنى و آشاميدنى و بوى خوش فراهم كن ! و بيا
مسند الإمام السجاد (ع) (مسند امام سجاد ع) (فارسى) — صفحة 297 | الشيخ عزيز الله عطاردي / عطائى