جبرئيل ! من خود ر محزون و سخت اندوهناك مىبينم ! پس ملكالموت اجازه خواست ! جبرئيل گفت : يا محمّد ! اين ملكالموت است كه از شما اجازه مىطلبد در صورتى كه نه پيش از تو از كسى اجازه گرفته و نه پس از تو از كسى اجازه مىگيرد ! فرمود : به او اجازه بده ! پس جبرئيل عليه السلام به او اجازه داد ، ملكالموت آمد و در مقابل آن حضرت ايستاد ، عرض كرد :
يا احمد ! خداى تبارك و تعالى مرا خدمت شما فرستاده است و به من دستور داده تا هر چه بفرماييد اطاعت كنم ؛ اگر بفرماييد شما را قبض روح كنم ، مىكنم و اگر نمىخواهيد به حال خود مىگذارم !
پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم فرمود : يا ملكالموت ! آيا براستى چنين مىكنى ؟ گفت :
آرى من مأمورم هر چه بفرماييد اطاعت كنم !
پس جبرئيل گفت : يا احمد ! خداى تعالى مشتاق ديدار تو است - يعنى خدا مىخواهد كه تو در بهشت باشى ! - پس رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود : امر خدا را اجرا كن !
پس جبرئيل گفت : اين آخرين بار است كه من گام بر زمين نهادم ديگر نيازى به اين دنيا ندارم .
همينكه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم دنيا را وداع گفت و روح پاكش به عالم بالا پيوست ، تسليت آمد ، كسى نزد بازماندگان پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم آمد كه سخن او را حس مىكردند ولى شخص او را نمىديدند ! گفت : درود و رحمت بر شما باد ! هر كسى طعم مرگ را مىچشد ، و البته كه شما در روز قيامت پاداش اعمال خود را به طور كامل مىگيريد ، در پيشگاه خدا تسليتى ، از هر مصيبت و جايگزينى از هر درگذشته و دريافتى از هر دسترفتهاى است ، پس به خدا توكل كنيد و از او اميدوار باشيد زيرا مصيبت ديده
مسند الإمام السجاد (ع) (مسند امام سجاد ع) (فارسى) — صفحة 292
مساهمون: الشيخ عزيز الله عطاردي
ص٢٩٢