هشام پس از شنيدن سخنان زيد از جا جست و نگهبان مخصوصش را طلبيد و گفت : نبايد اين شخص در اردوگاه من بخوابد !
پس زيد بيرون رفت در حالى كه مىگفت : براستى كه هيچ مردمى از حرارت شمشيرها نهراسيدند مگر اين كه ذليل و خوار شدند . « 1 »
3 - همو از ابن قتيبه در « عيون الاخبار » نقل كرده است كه هشام به زيدبن على عليه السلام وقتى كه بر او وارد شد ، گفت : برادرِ بقرهات چه كرد ؟ زيد گفت : او را رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم باقرالعلم ناميده است ولى تو بقره مىنامى ! با پيامبر اختلاف داريد !
مىگويد : همين كه به كوفه رسيد مردم پيرامون او جمع شدند و همچنان اجتماع مىكردند تا اين كه براساس جنگ ( با دشمنان اهلبيت ) با او بيعت كردند ، سپس بيعت خود را شكستند و او را تسليم دشمن كردند و كشته شد و در بين همان مردم تا چهار سال بدنش را به دار آويخته بودند و كسى از ايشان اعتراضى نكرد و به دست و زبان مخالفتى ننمود .
شهادت وى روز دوشنبه ، دوّمين شب ماه صفر سال 120 هجرى بود و عمر او در روزى كه كشته شد 42 سال بود . و چون به قتل رسيد و قضيّه به طور كامل به اطّلاع امام صادق عليه السلام رسيد ، سخت غمگين شد و از مال خود بين خانوادههاى كسانى كه با زيد كشته شده بودند هزار دينار تقسيم كرد .
عبداللَّه بن على بن حسين عليهما السلام نيز مردى فقيه و فاضل بود و توليت صدقات رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم و اميرالمؤمنين عليه السلام را برعهده داشت .
هامش
( 1 ) - اعلام الورى : ص 257 .