تو را بركت دهد ! ديگر آن حيوان آرام گرفت .
امام سجّاد عليه السلام با آن شتر راهى مكّه مىشد و تازيانه را به بار آن حيوان مىآويخت ولى او را تا وارد مدينه مىشد نمىزد .
مىگويد : على بن حسين عليهما السلام انبانى در سياهى شب بر دوش مىكشيد پر از كيسههاى درم و دينار و آن را درِ خانه به خانه مىبرد ، در مىزد سپس به كسى كه دمِ در مىآمد ، مىداد . از اينرو وقتى كه على بن حسين عليهما السلام از دنيا رفت ديگر او را نديدند ، فهميدند كه آن حضرت بود به درِ خانهها مىآمد . « 1 »
6 - و از حسن بن على بن بنت الياس نقل كرده است ، مىگويد : از امام كاظم عليه السلام شنيدم كه مىفرمود : « على بن حسين عليهما السلام چون در آستانهء وفات قرار گرفت ، از هوش رفت ، سپس چشمانش را بست و سورهء
« إِذا وَقَعَتِ الْواقِعَةُ »
و
« إِنَّا فَتَحْنا لَكَ »
را قرائت كرد و گفت : « حمد و سپاس مخصوص خداوندى است كه به وعدهء خويش دربارهء ما وفا كرد ، و زمين ( بهشت ) را ميراث ما قرار داد و به ما بخشيد ، ما هر جا از بهشت را كه بخواهيم منزلگاه خود قرار مىدهيم ، چه نيكوست پاداش عمل كنندگان ! » « 2 » سپس همان ساعت روح از بدنش جدا شد و ديگر چيزى نگفت . » « 3 »
7 - از ابوبصير به نقل از امام صادق عليه السلام آورده است ، فرمود : « على بنحسين عليهما السلام در سال 95 هجرى به سن 57 سالگى درگذشت و 35 سال بعد از امام حسين عليه السلام زندگى كرد » . « 4 »
هامش
( 1 ) - كافى : 1 / 468 .
( 2 ) - زمر / 74 .
( 3 ) - كافى : 1 / 468 .
( 4 ) - همان .