تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مسند الإمام السجاد (ع) (مسند امام سجاد ع) (فارسى) — صفحة 227

مساهمون:

ص٢٢٧
پدرجان ! بنوشيد ! فرمود : « پسرم ! اين شبى است كه من در اين شب از دنيا مىروم و در چنين شبى رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم نيز از دنيا رحلت كرد . » « 1 » 4 - همو از حفص بن بخترى با يك واسطه از ابوجعفر ( امام باقر ) عليهما السلام نقل كرده است ، فرمود : « همين كه پدرم على بن حسين عليهما السلام درگذشت ، شتر آن حضرت از چرا آمد ، زير گردنش را روى قبر او گذاشت و همچنان ايستاد ، من دستور دادم دوباره او را به چراگاهش برگرداندند ! پدرم با آن حيوان بارها حج و عمره مىرفت و حتى يك بار او را نزد . » « 2 » 5 - و از ابوعماره با يك واسطه از امام صادق عليه السلام نقل كرده است ، فرمود : « شبى كه در آن شب على بن حسين عليهما السلام دعوت حق را لبيك گفت ، به محمّد ( امام باقر ) عليه السلام فرمود : پسرم ! در وضوى من كمك كن ! مىگويد : من برخاستم آب وضو آوردم ، فرمود : من اين را نمىخواهم ، چون داخلش مردارى است ! مىگويد : بيرون شدم ؛ چراغ آوردم ، ناگهان ديدم موش مرده‌اى است ! آب وضوى ديگرى آوردم ، فرمود : پسرم ! امشب همان شبى است كه من فراخوانده شده‌ام ! پس راجع به شترش توصيه كرد كه آن را به اصطبل ببرند و علف برايش فراهم كنند و در اختيارش بگذارند . مىگويد : طولى نكشيد كه شتر ( پس از دفن آن حضرت ) از اصطبل بيرون شد و كنار قبر آن حضرت آمد و زير گردنش را روى خاك قبر آن حضرت گذاشت ، ضجّه زد و از چشمانش اشك سرازير شد . پس محمّد بن على ( امام باقر ) عليهما السلام آمد ، به ايشان گفتند : شتر از اصطبل بيرون رفته است او را آورد و فرمود : هم اكنون آرام بگير و بلند شو خدا
هامش
( 1 ) - كافى : 1 / 259 . ( 2 ) - همان : 1 / 167 .
مسند الإمام السجاد (ع) (مسند امام سجاد ع) (فارسى) — صفحة 227 | الشيخ عزيز الله عطاردي / عطائى