ثلاثة نفر بالشام كلّهم يطلب الملك ، رجل أبقع ورجل أصهب ورجل من أهل بيت أبي سفيان يخرج في كلب ويحضر النّاس بدمشق ويخرج أهل الغرب إلى مصر .
فإذا دخلوا فتلك إمارة السفياني ويخرج قبل ذلك من يدعو لآل محمّد عليهم السّلام وتنزل الترك الحيرة وتنزل الروم فلسطين ويسبق عبد اللّه ( عبد اللّه ) حتّى يلتقي جنودهما بقرقيسياء على النهر ويكون قتال عظيم ويسير صاحب المغرب فيقتل الرجال ويسبي النساء ، ثمّ يرجع في
شرح
سلطنت وحكومت هستند : يكى از آنها أبلق وديگرى سرخمو وسرخرنگ « 1 » وسومين نفر از أهل بيت أبي سفيان « 2 » است ودر منطقه كلب « 3 » خروج كرده ، ومردم را در دمشق جمع مىكند . أهل مغرب به سمت مصر خروج مىكنند .
همينكه آنها وارد مصر مىشوند ، ورودشان علامت ونشانه خروج وسلطنت سفيانى است . قبل از سفيانى كسى قيام مىكند كه مردم را به ولايت آل محمّد عليهم السّلام دعوت مىكند . تركها در حيره « 4 » وسپاه روم هم در فلسطين مستقر مىشوند ودر همان زمان عبد اللّه سبقت گرفته ودو سپاه در قرقيسيا « 5 » ودر كنار نهر بأهم برخورد مىكنند وجنگ سختى درمىگيرد ، وصاحب لشكر مغرب همهجا سير مىكند [ شهرها را تصرف مىكند ] ومردها را كشته وزنها را به اسارت مىگيرند وبعد از آن به قيس « 6 » بازمىگردد .
هامش
( 1 ) . رنگ پوستش اروپايى است .
( 2 ) . پيرامون اين سه نفر در خبر شماره 125 / 431 توضيح كامل ارائه شد .
( 3 ) . منطقهاى است در شام ونزديك دمشق كه قبر الياس نبي در آنجا قرار دارد . مهدى موعود / ج 2 ، ص 45 وكلب به شهري در پايين شهر بيروت وصيدا در لبنان هم گفته مىشود .
( 4 ) . حيره شهري بوده است كه در يك فرسنگى كوفه قرار داشته ودر زمان ساسانيان ملوك أعجمي در آنجا سلطنت مىكردند ودستنشانده إيران بودند كه خسرو پرويز آنها را منقرض كرد . بعدها حيره به دست مسلمانان افتاد ، امّا به خاطر موقعيت ممتاز كوفه از رونق افتاد تا آنجا كه در قرن چهارم هجرى از بين رفت .
( 5 ) . قرقيسيا ، شهري در شمال سوريه است كه محل اتصال دو رودخانه خابور وفراط قرار گرفته است .
( 6 ) . منظور از قيس ، مغرب است ودر شمال آفريقاست ودر روايات ديگر هم تصريح شده كه منظور از قيس ، طايفهاى از مصريان هستند كه در رويارويى با سپاه سفيانى مغلوب مىشوند . [ اقتباس از موعودنامه ]