صاعدا إلى السماء ؟ فقلت : أيّهما كان فهي دلالة ، فرأيت الجمل وما عليه يرتفع إلى السّماء وكان الرجل أومأ إلى رجل به سمرة ، وكان لونه الذهب بين عينيه سجّادة .
226 - أحمد بن عليّ الرازي ، عن محمّد بن عليّ ، عن محمّد بن عبد ربّه الأنصاري الهمداني ، عن أحمد بن عبد اللّه الهاشمي من ولد العبّاس قال : حضرت دار أبي محمّد الحسن بن عليّ عليه السّلام بسرّ من رأى يوم توفّي ، وأخرجت جنازته ووضعت ، ونحن تسعة وثلاثون رجلا قعود ننتظر ، حتّى خرج إلينا غلام عشاريّ حاف عليه رداء قد تقنّع به .
فلمّا أن خرج قمنا هيبة له من غير أن نعرفه ، فتقدّم وقام النّاس فاصطفّوا خلفه ، فصلّى عليه ومشى ، فدخل بيتا غير الّذي خرج منه .
شرح
به آسمان بالا برود ؟ گفتم : هركدام كه باشد معجزه ودليل بر وجود حضرت است .
همان لحظه ديدم شتر با تمام بارى كه داشت به سمت آسمان بالا رفت وآن مردى كه با من صحبت مىكرد ، به مردى اشاره كرد كه چهرهاى گندمگون داشت ورنگش مثل طلا درخشنده وبالاى پيشانىاش اثر سجده بود .
4 / 226 - أحمد بن عبد اللّه هاشمي ، از أولاد عباس ، گفته است : روز شهادت امام حسن عسكرى عليه السّلام به سرّ من رأى رفتم . جنازة حضرت را بيرون آوردند ودر جايى [ از منزل ] قرار دادند ، ما سى ونه نفر بوديم كه نشسته ومنتظر بوديم ، تا اينكه پسربچهاى حدود ده سأله با پاى برهنه ودر حالىكه ردايى را روى سرش كشيده بود از خانه بيرون آمد . همينكه أو خارج شد ، ما از شدت هيبت وعظمتش وبدون اينكه أو را بشناسيم همگى به احترامش برخاستيم ، أو جلو ايستاد ومردم هم پشت سرش صف كشيدند وبا أو به پيكر پاك امام حسن عسكرى عليه السّلام نماز گزاردند . سپس حركت كرده وداخل خانه شد ، غير از خانهاى كه از آن خارج شده بود .