الحسن عليه السّلام - وهو نائم فضمّه إليه فنام على صدره ، فلمّا انتبه أخذ أبو عبد اللّه عليه السّلام بساعده ، ثمّ قال : هذا واللّه ابني حقّا هو واللّه يملأها قسطا وعدلا كما ملئت ظلما وجورا .
فقال له قاسم الثانية : هذا جعلت فداك ؟
قال : إي واللّه ابني هذا لا يخرج من الدّنيا حتّى يملأ اللّه الأرض به قسطا وعدلا كما ملئت ظلما وجورا ، ثلاث أيمان يحلف بها .
فالوجه فيه : أيضا ما قلناه ، من أنّ الّذي يملأ الأرض قسطا وعدلا يكون من ولده دون ولد إسماعيل على ما ذهب إليه قوم ، فلذلك قرنه بالأيمان علما منه بأنّ قوما يعتقدون في ولد إسماعيل هذا ، فنفاه وقرنه بالأيمان لتزول الشبهة والشكّ والريبة .
شرح
حضرت أو را بغل كرد وروى سينه خود خوابانيد . وقتي از خواب بيدار شد ، امام صادق عليه السّلام دست أو را گرفته ، فرمودند : به خدا قسم كه حقيقتا اين پسرم [ پس از من صاحب مقام امامت ] است كه به خدا قسم زمين را پر از عدلوداد مىكند ، همچنانكه پر از ظلم وجور شده باشد .
قاسم - شريك مفضل - عرضه داشت : جانم به فداى شما ، همين پسر ؟
حضرت فرمودند : بله ، به خدا قسم اين است واز دنيا نمىرود تا اينكه خداوند به وسيله أو زمين را پر از قسط وعدل مىكند ، چنانكه از ظلم وجور پر شده باشد وحضرت سه مرتبه قسم ياد كردند .
توضيح خبر : همانطور كه قبلا گفتيم آن كسى كه زمين را پر از عدلوداد مىكند از أولاد امام كاظم عليه السّلام است ، نه أولاد إسماعيل ، چنانكه عدّهاى اينگونه خيال كردهاند واين كه امام صادق عليه السّلام كلام خود را به قسم همراه كردند ، به خاطر آن بوده كه مىدانستند عدّهاى معتقد خواهند شد كه مهدى عليه السّلام از أولاد إسماعيل است . بنابراين امام عليه السّلام اين گمان باطل را نفى فرموده ، با قسم همراهش كرده است تا اينكه هرگونه شكّ وشبهه را در اين مورد از بين ببرند .