فقال لي : يا عليّ بن يقطين هذا علي سيّد ولدي ، أما إنّي [ قد ] نحلته كنيتي ، فضرب هشام براحته جبهته ، ثمّ قال : ويحك ! كيف قلت ؟ فقال عليّ بن يقطين : سمعته واللّه منه كما قلت .
فقال هشام : إنّ الأمر ( واللّه ) فيه من بعده .
12 - عنه ، عن عدّة من أصحابنا ، عن أحمد بن محمّد بن عيسى ، عن معاوية بن حكيم نعيم القابوسي ، عن أبي الحسن موسى عليه السّلام [ أنّه ] قال :
ابني عليّ أكبر ولدي وآثرهم عندي وأحبّهم إليّ وهو ينظر معي في الجفر ولم ينظر فيه إلّا نبيّ أو وصيّ نبيّ .
شرح
نشسته بودم كه فرزندش على وارد شد ، پس حضرت فرمودند : اى علي بن يقطين ! اين على ، سيّد وآقاى فرزندان من است ، وكنيهء خودم را به أو بخشيدم [ كنيه مشترك امام كاظم وامام رضا عليهما السّلام أبا الحسن است ] . بعد هشام با كف دستش به پيشانىاش زد وگفت :
واي بر تو ! چطور اين حرف را زدى [ واز اين راز پرده برداشتى ] ؟ علي بن يقطين گفت :
به خدا قسم ، همانطور كه گفتم از ايشان شنيدم . هشام گفت : آرى به خدا قسم امر امامت پس از امام كاظم در وجود ايشان است .
5 / 12 - حكيم بن نعيم قابوسى نقل مىكند كه امام كاظم عليه السّلام فرمودند :
پسرم على از نظر من بزرگترين وبرگزيدهترين فرزندان من ومحبوبترين آنها است واوست كه با من كتاب جفر « 1 » را نگاه مىكند كه فقط پيامبر وجانشينش مىتوانند در آن نگاه كنند .
هامش
( 1 ) . كناية از كتاب مخصوصى است كه تكاليف ووظايف ائمّه در آن آمده ودر لسان روايات به جفر ويا ناموس وجامعه تعبير شده است ومهمترين اين اسما ، صحيفة فاطمه عليها السّلام است كه بزرگترين ومهمترين مصداق اين كتاب است .
مرحوم كلينى در بابى تحت عنوان « بابى كه در آن ذكرى از صحيفة وجفر وجامعه ومصحف فاطمه است » هشت روايت نقل كرده - رجوع شود به كتاب الحجة ، أصول كافى .