نارواست .
ثالثا : مدرك اين ادعاى مستشرقين معتبر نيست و صرفا اين نظريه از تراوشات افكار منحط گروهى از پدران روحانى است .
رابعا : چرا كسانى كه ادعا مىكنند قرآن بر اثر مطالعه و مقايسه با تورات و انجيل نگارش يافت خود هرگز نتوانستند براى معارضه با كتاب آسمانى مسلمانان از مفاد كتاب عهدين مدد جويند .
خامسا : بر اساس اجماع مسلمانان و تمام ناظران بىطرف پيامبر اسلام ( ص ) تحصيل نكرده و امّى بود . [ 1 ] خديجه آن روز در انتظار محمد ( ص ) ساعتها انتظار كشيد . او قبلا از غلامش ميسره شنيده بود كه راهب نصرانى در شام پيرامون همسرش گفته بود كه ( هذا نبى الامة ) [ 2 ] همچنين كاهنان و پدران يهود و نصارى نيز بر پيامبرى او بشارت داده بودند آن روز پيامبر ديرتر از هميشه به خانه رسيد و وقتى از محمد شنيد كه فرشتهء وحى بر او نازل گشته است با ورقة بن نوفل كه فردى مسيحى و دانشمند بود تماس گرفت ورقه در جواب خديجه گفت به خدا قسم او همان ناموس اكبر ( جبرئيل ) است كه بر موسى نيز پديدار مىگشت او بدون هيچ شكّى پيامبر اين امت خواهد بود . [ 3 ] خديجه بعد از شنيدن اين سخنان افتخار پيشى جستن در ايمان به محمد را نسبت به تمام زنان ديگر بدست آورد .
على ( ع ) كه در روزگار قحطى و تنگدستى ابو طالب به خانه پيامبر آمده بود [ 4 ] ، تحت تربيت پدرى مهربان مانند رسول الله ( ص ) قرار داشت او از نزديك صداقت و پاكى محمد ( ص ) را دريافته بود و با هوش و ذكاوت سرشارى كه در وى نهفته بود ، در سن ده سالگى با بصيرت كامل به پيامبر ( ص ) ايمان آورده و در زمرهء «
السَّابِقُونَ السَّابِقُونَ أُولئِكَ الْمُقَرَّبُونَ
» قرار گرفته و گوى سبقت را از همگان ربود . [ 5 ]
هامش
[ 1 ] عذر تقصير به پيشگاه محمد ص 18 .
[ 2 ] اعلام الورى ص 47 .
[ 3 ] سيره ابن هشام ج 1 ص 238 .
[ 4 ] بحار ج 18 ص 208 .
[ 5 ] الغدير ج 3 ص 219 - تاريخ طبرى ج 3 ص 1160 .