تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قصص الأنبياء (داستان پيامبران يا قصه هاى قرآن از آدم تا خاتم) (فارسى) — صفحة 675

مساهمون:

ص٦٧٥
اطلاع از آن تناول كردند امّا پيامبر از آن بهره نجست و در پاسخ سؤال كنندگان فرمود كه اين لقمه‌اى حرام است . بار ديگر يهود مرغى از همسايه را با اين فرض كه بعدا پولش را خواهند پرداخت ، براى پيامبر فرستادند اما اين بار نيز حضرت بدان لب نزدند و فرمودند اين خوراكى شبهه‌ناك است . [ 1 ] دوران كودكى پيامبر كه با يتيمى سپرى گشته بود ، در واقع عنايتى خاص از سوى خداوند بود تا او ضمن فراگيرى درس تحمل و بردبارى ، خود را براى مسؤوليتهاى خطير آينده آماده نمايد . در چنين دورانى شخصيتى چون ابو طالب به عنوان ياور آنحضرت همواره در كنار او بود و در بازارهاى عمومى عرب مانند عكاظ ، مجنه و ذى المجاز او را به همراه خود داشت . حتى در سفر به شام نيز محمد ( ص ) را با خود همسفر ساخت . [ 2 ] در راه سفر به شام در منطقهء بصرى ضمن ملاقاتى با بحيراى راهب با وى مصاحبه‌اى داشت . در اين ملاقات دوستانه بحيرا در حالى كه بر دست و پاى پيامبر بوسه مىزد گفت : اگر زمان تو را دريابم پيشاپيش تو با دشمنانت خواهم جنگيد و سپس به ابو طالب سفارش نمود تا او را از آسيب يهوديان بر كنار دارد . [ 3 ] در دوران جوانى براى جبران هزينهء سنگين زندگانى عمويش به شبانى پرداخت تا ضمن كمك به ابو طالب از محيط پر آشوب شهر بدور باشد . پايه‌هاى اخلاق فردى و اجتماعى پيامبر در دوران جوانيش استوار گشت تا جائى كه به محمد امين شهرت يافت . [ 4 ] فضاى آلوده و گناه پرور جامعه عربستان تا آنجا پيش رفته بود كه حتى پيران قبيله نيز از دامان هوس و پليدى بدور نبودند و بر سر در خانه‌ها پرچم‌هاى سياه به علامت فحشا و بىبندوبارى برافراشته بود . در چنين اجتماعى پيامبر پاك و درست كردار باقى ماند . اشعار بسيار زيادى كه در وصف فضائل اخلاقى او و ازدواجش با خديجه ( س ) سروده شده است شاهدى زنده بر طهارت نفسانى و دورى پيامبر از
هامش
[ 1 ] بحار ج 15 ص 336 . [ 2 ] سيره ابن هشام ج 1 ص 180 . [ 3 ] اعلام الورى ص 26 . [ 4 ] سيره ابن هشام ج 1 ص 183 .
قصص الأنبياء (داستان پيامبران يا قصه هاى قرآن از آدم تا خاتم) (فارسى) — صفحة 675 | السيد نعمة الله الجزائري / عزيزى