مردم را به بحيراى راهب سپرد . در زمان او « هرمز » 38 سال بر تخت پادشاهى تكيه زد و بعد از او « كسرى » پسر هرمز به سلطنت رسيد ، « بحيرا » نيز در خلال اين سالها به تربيت و راهنمايى فكرى رعيت اشتغال داشت بعد از آن مردم در حيرت و گمراهى و اختلاف بسر مىبردند . پايههاى دين سست گشته و نماز به ديده فراموشى سپرده شده بود تا آنكه با ظهور خورشيد جهان آراى رسالت انسانها از تباهى نجات يافتند . [ 1 ] در كتاب كمال الدين آمده است : « مكى بن احمد » مىگويد : از اسحاق طوسى شنيدم كه مىگفت با سر بابك پادشاه هند ملاقاتى داشتم از عمر او حدود 925 سال مىگذشت وى همان كسيست كه پيامبر اكرم ( ص ) ده نفر از آن جمله حذيفة بن يمان ، عمرو بن عاص ، اسامة بن زيد و ابو موسى اشعرى را براى قبول اسلام نزد وى فرستادند و او نيز دعوت حضرتش را با آغوش باز پذيرفت از او پرسيدم با اين ضعف بدنى چگونه نماز را بر پاى مىداريد . در پاسخم گفت خداوند در قرآن فرموده است
الَّذِينَ يَذْكُرُونَ اللَّهَ قِياماً وَ قُعُوداً وَ عَلى جُنُوبِهِمْ
[ 2 ] از او راجع به غذايش پرسيدم در پاسخ گفت از آب گوشت و تره خرد شده استفاده مىكنم . از وى پرسيدم آيا با اين وصف احتياجى به دفع ادرار پيدا مىكنى ؟ گفت هفتهاى يك بار آن هم بسيار كم . از دندانهايش پرسيدم پاسخم داد تا حال بيست بار آنها را تعويض نمودهام ! در اصطبلش چشمم به حيوانى بزرگتر از فيل به نام « اندفيل » افتاد از او پرسيدم اين حيوان به چه كارش مىآيد پاسخم داد : لباس كارگزاران را براى شستشو نزد لكه گيرها مىبرند ، گستره زمين او معادل چهار سال راه بود و شهرش پنجاه فرسخ وسعت داشت به در هر دروازهاى يكصد و بيست هزار نفر را گماشته بودند و چنانچه جنگ و غائلهاى پيش مىآمد ماموران محافظ آن شهر به تنهايى از عهده مهار آن برمىآمدند از او شنيدم كه مىگفت بر فراز تپهاى از ماسههاى انباشته ، قوم موسى را ديدم كه سقف خانههايشان هم سطح يكديگر مىباشد آنها آذوقهء خويش را به اندازهء يك روز و نه بيشتر تهيه مىكردند و بقيه را براى ديگران مىنهادند ، آرامگاه مردگانشان در ميان خانهها بود ، هيچكس در ميان آنها بر اثر بيمارى جان
هامش
[ 1 ] كمال الدين - ص 224 .
[ 2 ] سورهء آل عمران - آيهء 191 .