شده بودند . مريم از آنها سراغ درخت خرماى خشكيده را گرفت اما جمعيت حاضر كه مشغول درآمد سودآور خود بودند او را مورد استهزاء قرار دادند و حضرت آنها را نفرين كرد تا خداوند بركت را از كسبشان دور كند اما گروهى ديگر به او ترحم آورده و محل آن درخت را به دو نشان دادند و مريم عليها السلام نيز در حق آنها دعا فرمود .
هنگاميكه او نزديك درخت خرما رسيد دچار درد شديد زايمان شد و كمى بعد عيسى را به دنيا آورد او هنگاميكه ديده بر كودكش انداخت گفت :
يا لَيْتَنِي مِتُّ قَبْلَ هذا وَ كُنْتُ نَسْياً مَنْسِيًّا
كاش پيش از اين مرده بودم و بفراموشى سپرده شده بودم اينك به دايىام و بنى اسرائيل چه بگويم ؟
فَناداها مِنْ تَحْتِها أَلَّا تَحْزَنِي قَدْ جَعَلَ رَبُّكِ تَحْتَكِ سَرِيًّا
[ 1 ] عيسى از زير شكم مادرش فرياد برآورد مادر غمى به خود راه مده زيرا كه خداوند از زير پاى تو جوى آبى را پديد آورده است تا از آن بهرهمند شوى اينك درخت خشكيده خرما را تكان ده »
تُساقِطْ عَلَيْكِ رُطَباً جَنِيًّا
[ 2 ] تا خرماى تازهاى برايت فرو ريزد » مىگويند آن درخت از زمانهايى گذشته همچنان خشكيده باقى مانده بود اما به محض آنكه مريم بر آن دست انداخت سبز گشته و بر آن خرماهاى تازه روئيد . آنگاه عيسى بن مريم ( ع ) به سخن درآمده و از مادرش خواست تا او را در قنداق بپيچد
فَكُلِي وَ اشْرَبِي وَ قَرِّي عَيْناً فَإِمَّا تَرَيِنَّ مِنَ الْبَشَرِ أَحَداً فَقُولِي إِنِّي نَذَرْتُ لِلرَّحْمنِ صَوْماً فَلَنْ أُكَلِّمَ الْيَوْمَ إِنْسِيًّا
پس از آن خرما و جوى آب بهرهگير ، چشمت را به فرزندت روشن گردان پس اگر كسى را بينى كه از تو پرسند اين فرزند از كجاست بگو من براى خداوند تعالى روزهاى نذر كردهام ( منظور سكوت است ) بنابراين از امروز با احدى صحبت نخواهم كرد » بعد از گفتگو هيچكس مريم را در محراب عبادتش نيافت . گروههاى مختلفى به جستجويش پرداختند تا آنكه زكريا او را به همراه فرزندش يافت ، زنان بنى اسرائيل با چهرههايى عبوس و ترشيده به او مىنگريستند اما او با هيچكدام آنها سخنى نگفت تا آنكه وارد محرابش شد بنى اسرائيل از او پرسيدند :
. . . يا مَرْيَمُ لَقَدْ جِئْتِ شَيْئاً فَرِيًّا يا أُخْتَ هارُونَ ما كانَ أَبُوكِ امْرَأَ سَوْءٍ وَ ما كانَتْ أُمُّكِ بَغِيًّا
[ 3 ] اى مريم تحقيقا چيزى
هامش
[ 1 ] الى ( 3 ) - سورهء مريم - آيهء 23 الى 28 .