تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قصص الأنبياء (داستان پيامبران يا قصه هاى قرآن از آدم تا خاتم) (فارسى) — صفحة 428

مساهمون:

ص٤٢٨
ارفخشد بن سام بن نوح ( ع ) . [ 1 ] امام صادق ( ع ) فرمودند : مسجد سهله جايى است كه خضر در آن رحل اقامت گشود . [ 2 ] و باز از آنحضرت پيرامون آيات
آتِنا غَداءَنا
[ 3 ] و
رَبِّ إِنِّي لِما أَنْزَلْتَ إِلَيَّ مِنْ خَيْرٍ فَقِيرٌ
[ 4 ] آمده است : غذاى موسى ( ع ) از درون چشمه‌اى تامين مىگشت چرا كه او بسيار گرسنه مىشد [ 5 ] غير از اين دو مورد كه در مواجه با يوشع بن نون و بعد از آب كشيدن براى دختران شعيب اتفاق افتاد يك بار ديگر نيز او خطاب به خضر هنگاميكه ديوار قريه ناصره را تعمير مىكرد تقاضاى طعام نمود .
لَاتَّخَذْتَ عَلَيْهِ أَجْراً
[ 6 ] از صادقين عليهما السلام روايت گشته است خضر و ذوالقرنين به مقام پيامبرى نرسيدند بلكه آنها دو دانشمند متقى و صالح بودند . [ 7 ] و امام صادق ( ع ) فرمودند : به كتف پسركى كه خضر او را به قتل رساند نوشته شده بود كه وى در زمره كافرين است . [ 8 ] و باز آنحضرت فرمودند : خداوند فرزند انسانهاى مومن را تا هزار سال محافظت مىنمايد و ميان آن دو كودك يتيم و پدر و مادرشان هفتصد سال فاصله افتاده بود . [ 9 ] « عبد الملك بن سليمان » گويد : در كتاب يكى از حواريون عيسى ( ع ) نوشته‌اى را به خط سريانى يافتم كه در آن نوشته شده بود ، هنگاميكه موسى به نزد هارون بازگشت آنچه را كه از خضر ديده بود براى وى بازگو كرد . از آن جمله : روزى با خضر در كنار ساحل دريا نشسته بوديم ناگهان پرنده‌اى در برابر ما بر زمين افتاد و با منقار خويش قطرات آبى را ابتدا به سوى مشرق و سپس به سوى مغرب و بار سوم بسوى آسمان و در مرتبه چهارم بر روى زمين و بالاخره پنجمين قطره را درون دريا انداخت من كه از كار آن پرنده تعجب كرده بودم از خضر حكمت آن را سؤال كردم اما او نيز پاسخى نداشت تا آنكه به صيادى رسيديم او به ما گفت كه از راز عمل آن پرنده آگاه
هامش
[ 1 ] كمال الدين - ص 391 . [ 2 ] كافى - ج 3 - ص 494 . [ 3 ] كهف - آيهء 77 . [ 4 ] سورهء قصص - آيهء 24 . [ 5 ] تفسير عياشى - ج 2 - ص 336 . [ 6 ] سورهء كهف - آيهء 77 . [ 7 ] تفسير عياشى - ج 2 - ص 336 . [ 8 ] تفسير عياشى - ج 2 - ص 335 . [ 9 ] تفسير عياشى - ج 2 - ص 336 .