در تفسير امام عسگرى ( ع ) به نقل از حضرت صادق ( ع ) آمده است : « حزقيل » مومن آل فرعون قوم خويش را به توحيد و نبوت موسى و نيز برتر دانستن پيامبر اكرم ( ص ) بر تمام انبياء فرا مىخواند و از آنها مىخواست تا امير المؤمنين و اولاد گراميش را بر اوصياى تمام پيامبران فضيلت بخشند . او بارها مردم را از پرستش فرعون نهى مىكرد تا اينكه جاسوسان از او نزد فرعون سعايت نمودند . فرعون در صدد برآمد حقيقت امر را معين نمايد تا در صورت صحت موضوع جانشين و خزانهدار خود را كه پسر عموى او نيز بود مجازات نمايد .
هنگاميكه حزقيل به دربار فرعون فرا خوانده شد با زيركى فراوان اظهار داشت :
پروردگار و روزى دهنده قبطيان خالق و رازق من نيز هست و از هر آفرينندهاى غير از آفريننده آنها برائت مىجويم . اطرافيان فرعون تصور مىكردند منظور حزقيل حصر ربوبيت در فرعون است اما او در حقيقت خداوند تبارك و تعالى را اراده نموده بود . پس از آن فرعون دستور داد تا خبر چينان را به سختترين وجه مجازات نمودند آنها به چهار ميخ كشيده شدند و گوشت بدنشان بوسيله قيچيهاى بزرگ تكه تكه گشت .
فَوَقاهُ اللَّهُ سَيِّئاتِ ما مَكَرُوا وَ حاقَ بِآلِ فِرْعَوْنَ سُوءُ الْعَذابِ
[ 1 ] ابن عباس به نقل از رسول خدا ( ص ) مىگويد : برترين زنان بهشت چهار تن مىباشند : خديجه دختر خويلد ، فاطمه ( س ) دختر رسول خدا ( ص ) ، مريم دختر عمران و آسيه دختر مزاحم و همسر فرعون . [ 2 ] در تفسير على بن ابراهيم پيرامون تقيه حزقيل و آيه
وَ قالَ رَجُلٌ مُؤْمِنٌ مِنْ آلِ فِرْعَوْنَ يَكْتُمُ إِيمانَهُ
[ 3 ] آمده است : حزقيل ششصد سال ايمانش را از طاغوتها پوشيده داشت او كه به مرض جذام مبتلا بود با دستان فلج خود به طرف قومش اشاره كرده و مىگفت :
يا قَوْمِ اتَّبِعُونِ أَهْدِكُمْ سَبِيلَ الرَّشادِ
[ 4 ] امام صادق ( ع ) فرمودند : فرعون دستور داد تا او را قطعه قطعه كنند اما با اين وصف نتوانستند در ايمانش رخنهاى ايجاد نمايند . [ 5 ] « ثعلبى » به نقل از پارهاى راويان مىگويد : حزقيل به شغل نجارى
هامش
[ 1 ] سورهء غافر - آيهء 45 .
[ 2 ] خصال - ج 1 - ص 205 .
[ 3 ] سورهء غافر - آيهء 28 .
[ 4 ] سورهء غافر - آيهء 38 .
[ 5 ] تفسير قمى - ج 2 - ص 258 .