اشتغال داشت و همو بود كه گهواره موسى را تحويل مادرش داد تا آن را به نيل اندازد . [ 1 ] و گروهى عقيده دارند حزقيل مدت يكصد سال خزانهدار مخصوص فرعون بود و تا زمانيكه موسى ( ع ) بر ساحران غلبه كرده بود او همچنان ايمانش را پوشيده نگاه مىداشت . ما در او نيز با وجوديكه در قصر فرعون به شغل آرايشگرى مشغول بود اما ايمان كاملى نسبت به نبوت موسى داشت . رسول خدا ( ص ) مىفرمايند :
هنگاميكه در سفر معراج بودم رايحهاى مطبوع به مشامم رسيد جبرئيل برايم توضيح داد كه اين رايحه متعلق به همسر حزقيل است روزى شانه آرايشگرى از دستش به زمين افتاد و او كلمه بسم الله را بر زبان آورد . زنان و دختران پيرامون او گمان كردند منظور وى فرعون مىباشد . اما همسر حزقيل با جسارت تمام گفت : منظور من خداى فرعون است ! وقتى اين خبر به گوش فرعون رسيد دستور داد تا او و فرزندانش را در داخل تنورى مملو از مس گداخته بياندازند . در آخرين لحظات همسر حزقيل به عنوان آخرين نفر در آتش افكنده مىشد فرزند شيرخوارهاش كه در دامان وى بود به زبان آمده و گفت : مادر جان راه تو بر حق است آنگاه هر دو به ديدار دوست شتافتند .
« آسيه » نيز از بنىاسرائيل بود تا زمانيكه همسر حزقيل كشته نشده بود ايمان خود را كتمان داشته و در حالت تقيه بسر مىبرد روزى در عالم مكاشفه ديد كه گروهى از فرشتگان روح همسر حزقيل را به آسمانها مىبرند و اين مسأله باعث شد تا ايمان او محكمتر شود ، از سويى فرعون مغرورانه به نزد همسرش آمد تا او را از مرگ آرايشگر با خبر سازد اما با كمال تعجب مورد عتاب و سرزنش آسيه قرار گرفت فرعون با عصبانيت او را متهم به جنون و ديوانگى كرد و از مادرش خواست تا دختر خود را از عواقب نظراتش بر حذر دارد اما آسيه به هيچ وجه حاضر نبود از ايمان خود دست بردارد عاقبت به دستور فرعون او را به چهار ميخ كشيدند و آنقدر در آن
هامش
[ 1 ] ظاهراً اين موضوع صحيح نباشد چرا كه در روايات سابق خوانديم نجار به محض با خبر شدن از تولد موسى قصد نمود تا جريان را به جاسوسان فرعون اطلاع دهد اما دچار لكنت زبان گرديده و از قصر بيرون رانده شد و اگر روايت فوق را بپذيريم پس مىبايست جريان سعايت را نفى كنيم . مترجم .